به وبلاگ من خوش آمدید


به نام او که...













 به یاد او که...

به یادم چنین روزهای تلخی نمی آیند و این یا از کم سن و سالی من است و یا واقعیت دارد، نه! تا به حال با هم چنین نبوده ایم! هرچه فضای دسترسی بیشتر شد، بنا بر این بود تا به نزدیکتر شویم و عقده ها بگشاییم و همزبان برگزینیم. امروز وبلاگ هایمان شده کاهدان تخلیه نفرت! چه بر سرمان آمد به راستی؟ چه کسی خوشحال از این ماجراست؟..

به چه کسی دل خوش کردیم تا رهبرمان شود و ما را از گردابی که می دیدیم بیرون کشد؟ خود؟ دیگری؟ هیچکس؟ اعتراض کردیم تا چه شود؟ بغض فروخفته چندین و چند ساله ترکید یا واقعا اعتراض بود به نتیجه یک انتخاب؟ چه کسی خوشحال شد از اینکه من و تو به جان هم افتادیم و برادری یادمان رفت؟

احمدی نژاد را خواهی با حروف اولش بنام تا بد معنا شود، خواهی ننام، خواهی به بدتر از آن بگو... او برای تو خدمت خواهد کرد..که شاید امروز به چشمت نیاید و اسیر سخنان آن ها شدی که فکر می کردند می فهمند، اما روزی با این سخنان هم نوا خواهی شد.

احمدی نژاد را بگذار کنار، مشکل ما همین یک نفر است؟ آیا در کوچه هایمان یک طرفه را عکس نمی رویم؟ آب کیسه آشغالمان تمام راهرو ها را آلوده نمی کند؟ ساعت کاری خود را کامل به جا می آوریم؟ سخن دروغ نمی گوییم؟ خودمان را خوب می شناسیم؟

خانه تا نخواهیم من و تو، آباد نمی شود

خواهی بشنو، خواهی ملال کن

| (نظر بدهید.) | 10:34 AM پنجشنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 به یاد او که...

"آیا انسان نمی داند که خدا  می بیند؟" / قرآن کریم

انجمن دانشکده اقدام به انتشار نامه ای نمود که بایستی به درستی و با دقت پاسخ داده شود. من؛ مهدی وزیریان، دانشجوی دوره تخصصی گروه فارماکوگنوزی دانشکده داروسازی به شما اعتراض دارم:

آیا شما و بسیاری از هم فکرهای شما قلمتان تنها به سیاه نمایی دولت جوهر نگرفت؟

آیا در مبالغه آنی که از او حمایت می کردید افراط را برای همه معنی نکردید؟

آیا با دروغ پردازی های بی شمار سعی در تحریک اذهان نداشتید که مثال آن را در نوشتن مطالب کذبی چون دولت هزار فامیل به شما تذکر دادم؟ آیا کسی که مورد حمایت شما بود بارها یک شخص را به دروغگویی متهم نکرد و در روز آخر با دستکاری تمام آمار ها موضوع را به گونه ای جلوه نداد، گویی طرف مقابل دروغ می گوید، در حالی که خود چنین می کرد؟

آیا با تحریف و سوء استفاده از هر سخن، فکر باز و آزاد اندیش دانشجو را به بازی نگرفتید تا برای ابراز دوری از خس و خاشاک بودن شعار دهد، در حالیکه در آن جملات به وضوح حساب 40 میلیون ایرانی رأی دهنده از آشوبگران جدا شده بود؟

آیا با برگزاری انتخابات نمادین در دانشگاه سعی نکردید نشان دهید خواسته قشر دانشجو چیزی غیر از وضع فعلی است؟

آیا با حمایت از درخواست تشکیل کمیته صیانت از آراء که در هیچ دوره ای سابقه نداشت سعی در تشکیک صحت انتخابات نکردید؟

آیا روزنامه های طیف شما در روزهای نزدیک به برگزاری انتخابات از شکست قطعی دولت فعلی ننوشتند و کاندیدای مورد حمایت شما برخلاف همه موازین در پای صندوق رأی از پیروزی قطعی خود سخن نگفت تا زمینه برای اعتراضات بعدی آماده شود؟

چگونه به تماشای تمام این ها نشستید و دم نزدید و با این موج براندازی همراه شدید و ایران را تنها افکار خود دیدید و به آن روستایی که به ساخته شدن خانه اش می اندیشید و از رسیدن آب شرب به روستایش خوشحال شده بود، با آنکه مجموع جمعیت روستا ها و شهرهای کوچک که شامل بیشترین خدمات دولت نهم شده بودند، از شهرهای بزرگ کشور بیشتر بود فکر نکردید و با این افکار خود خواهانه انگشت اتهام دیکتاتوری را معکوس، به سوی دولت نشانه رفتید؟

من بیزاری خود را از اقدامات خشن گروه فشار که به مردم بی گناه حمله ور شدند از جانب هر که می خواهد باشد-، تحویل ندادن جنازه جوانان به خانواده شان، جای گرفتن آنان در قطعه منافقین، آتش زدن اماکن و ماشین ها -که آتش آن در نهایت به مسجد رسید و تازه مسجد خشت و خاک بود و اموال عمومی لغت بهتری برای آن است- و بازیچه کردن هویت ایران در برابر غرب بی آبرو در اِعمال حقوق بشر اعلام می کنم و پی گیری و مجازات عاملان این حوادث را خواستارم.

اما... شما نیز در کنار آتش ننشینید و اظهار تاسف نکنید و خود را مبرا از این جنایت ها ندانید که در این حوادث دست ناپیدای شما نیز احساس می شود و تمام کسانی چون شما که سعی کردند تنها نیمه خالی لیوان را ببینند و نشان دهند و آن را از آن چه بود در نظریاتشان خالی تر کردند و جوانان را که تنها منبع خبری مورد اعتمادشان بودند به این جا کشاندند در این قضایا سهیم هستند و در فردای قیامت بایستی در مقابل وجدان کُشته خویش پاسخ دهند.

وَالعاقِبَةُ لِلمُتقِین

| (نظر بدهید.) | 10:33 AM پنجشنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 به یاد او که...

 بحران و تحلیل آن در غرب و ایران

بیش از پنج دهه است که در کشور ما صحبت از زوال و بحران در غرب مطرح می شود. سوال این است که معنای بحران در غرب چیست و چرا این بحران بیش از اینکه برای غربی ها مسئله باشد برای ما مطرح است؟

از نظر ما بحران به معنای زوال و نابودی است. یکی از وجوه این تلقی شکل گیری هویت ما بر اساس وحدت است. آن چه در هویت برای ما اصالت دارد وحدت است و تلاش تمام اندیشمندان ما در طول تاریخ در جهت وحدت دادن به عناصر مختلف این هویت بوده است و هیچ گاه تعارض و بحران به عنوان یکی از عناصر مفهومی هویت ما قرار نگرفته است. ما چون مبانی تحول اندیشه در مغرب زمین و چرایی این تحول را نمی دانیم یا التفاتی به آن نداریم توان طرح پرسش از مبانی اندیشه غربی را نداریم و اندیشه غربی را یا بر اساس ضابطه های ارزشی معرفتی خود نقادی خود می کنیم یا در بهترین حالت نقادی خود غربیان از برخی از وجوه فرهنگ و اندیشه غربی را تکرار می کنیم.

اساس ذهنیت غربی از دستگاه مفاهیم اندیشه بحران و تضاد است. این که منشأ این تضاد چیست و چرا هویت غربی بر مبنای تضاد است بحث مفصلی است ولی به اجمال باید گفت دستگاه مفاهیم اندیشه غربی با پیدا شدن هر بحران آن بحران را در صورت فلسفی آن درک و بحران را به صورت مسأله و پرسش در می آورد. این پرسش، پرسش از آگاهی انسان غربی نسبت به تمام مفاهیمی است که در درون این دستگاه وجود دارد و با طرح پرسش وجدان انسان غربی نسبت به آگاهی خود، آگاهی یا به یک معنی خود آگاهی پیدا می کند. انسان غربی از بحران استقبال می کند چون ایجاد بحران به معنی پیدا شدن خود آگاهی و نقد آگاهی و این نقد باعث درک بحران و در نهایت خروج از بحران می شود. دیدگاه افلاطون به عنوان یکی از پایه گذاران اندیشه- در جمهور و طرح دموکراسی آتنی از این زاویه قابل طرح و درک است. اصل برای ذهنیت غربی این است که تمدن محل تنش و تعارض است و اندیشمندان غربی توان طرح پرسش از تنش را در درون دستگاه مفاهیم خود و با امکانات همین دستگاه را دارند. بزرگ ترین پرسشی که در دوران معاصر برای ما مطرح بوده است که سید جمال الدین نیز از جمله نخستین کسانی است که این پرسش را طرح کرده - این پرسش است که : "چرا ما عقب افتاده ایم؟" مضمون این پرسش خود مبین این نکته است که ما اساسی ترین پرسش خود را در برخورد با تمدن غربی و نه در درون دستگاه اندیشه خود طرح کرده ایم. که به نظر می رسد ناشی از تلقی وحدت گونه ما از اندیشه و هویت است. برای مقایسه بد نیست اشاره ای به بحران امروز اقتصادی آمریکا و بحران چند دهه ای اقتصاد خود اشاره کنیم. این چندمین بار در طی این این صد سال اخیر است که نظام اقتصادی آمریکا دچار بحران شده اما هر بار این بحران در یک نظام منطقی درک و حل شده است اما ما هنوز اندیشه اقتصادی که مبتنی بر نظام اندیشه ایرانی باشد تاسیس نکرده ایم.

نتیجه ای که باید به آن توجه کرد:

این سخن به معنای مرعوب شدن یا تسلیم در برابر غرب نیست. سخن این است که اگر ما می خواهیم سهمی در تمدن آینده داشته باشیم باید غرب را نه بر مبنای ظواهر و همسانی های ظاهری آن با تمدن و اندیشه خود که نتیجه آن برداشت ایدئولوژیک از غرب است- بلکه بر اساس مبانی آن که منجر به درک منطق غرب و دوران جدید شود بشناسیم. نفی غرب و غرب ستیزی و نیز غربی شدن از نوک سر تا فرق پا هر، دو، دو روی یک سکه اند؛ سکه عدم درک منطق و مبانی اندیشه و فرهنگ غرب و پیش از آن خود آگاهی نسبت به اندیشه و هویت خود.

به قلم: فرهاد خان میرزایی -  ویرایش: دکتر مهدی وزیریان

 

| (نظر بدهید.) | 11:07 AM شنبه، 6 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 

به یاد او که...

در روزهای اخیر شاهد نا آرامی در خیابان های شهر های کشور به خصوص تهران هستیم. این تجمعات دراعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری صورت می گیرد و طی آن شماری از نیرو های امنیتی و مردم زخمی و یا کشته شده اند. از جمله این درگیری ها می توان به این موارد اشاره کرد: حمله عده ای به پاسگاه انتظامی جهت به دست گیری اسلحه در یکی از مناطق تهران و کشته شدن چند نیروی امنیتی و چند نفراز افراد مهاجم، حمله افراد مسلح به کوی دانشگاه تهران و اصفهان و زخمی شدن چند دانشجو، آتش زدن چند اتوبوس، موتور سیکلت و سطل زباله در تهران و درگیری با نیروی انتظامی و زخمی شدن چند نفر و راهپیمایی مردم در خیابان انقلاب تا میدان آزادی در حمایت از آقای موسوی و شلیک چند گلوله از سوی افراد مسلح مخالف تظاهرات کنندگان.

معترضان معتقدند در نتیجه انتخابات ایران دستکاری صورت گرفته و آن را به رسمیت نمی شناسند. با رای حدود 14 میلیونی آقای موسوی و رای بالاتر ایشان در شهر تهران آن چه به ذهن معترضان می رسد احتمال وجود چنین نسبتی در همه جای ایران است. به دلیل حمایت گسترده دانشگاهیان و جوانان از آقای موسوی در جریان انتخابات اثر اعتراضات نیز از جانب این دسته به گوش می رسد.

با بالا گرفتن اعتراضات شورای نگهبان کار بررسی صحت نتایج را در اولویت قرار داده است.

سوال من این است که چرا این همه با احمدی نژاد مخالفت می شود؟ نیروی کاری او و خدمت صادقانه برای آبادانی ایران، رعایت حقوق مردم و حفظ بیت المال، زندگی ساده، مبارزه با زورگویی های استکبار، تلاش برای بازگرداندن عدالت به دنیا و به خصوص ایفای حق مردم مظلوم فلسطین از مزایای غیر قابل انکار این مرد مجاهد است. پس از عادی شدن موضوع هسته ای در مجامع بین المللی حال نوبت رسیدگی به جرایم اقتصادی مفسدان بود که او با شجاعتی که مخالفانش نیز به آن معترفند به افشا پرداخته و به زودی خواهد کوشید تا دست متجاوزان به بیت المال را نیز کوتاه کند. نمی گویم که احمدی نژاد انسان بی اشکالی است، که اگر بود معصوم می شد و چنین نیست و او هم به مانند هر انسان دیگری دارای عیوبی است؛ مثلاً برخی کلمات به کار رفته توسط وی جایگاه ندارد و همین طور روحیه سخت کوشی او باعث شده تا به اطرافیانی که کمتر کار می کنند وقعی نگذارد و از آنان استفاده نکند. اما همیشه باید به مجموع ویژگی های شخص نگاه کرد. من که شاید کمی از نزدیکتر به این ها می نگرم در کل او را فردی ممتاز در زمانه خود یافته ام، که اگرچه گاه سخنانی به ظاهر نسنجیده می زند اما دلی از آیینه دارد. نتیجه سخنان وی گاه به ظاهر برای ما خوب نبوده اما نهایت امر با رجوع به اخلاصش موجب رحمت شده است. خواست آمریکا برای مذاکره با ایران، فشار جهانی به رژیم صهیونیستی برای پایان شهرک سازی ها و قبول حق ایران در داشتن انرژی صلح آمیز هسته ای همگی از به ثمر نشستن تلاش های وی حکایت دارند. همچنین نمی توان برخورد های منطقی وی در دانشگاه کلمبیا در قبال بی احترامی رئیس دانشگاه و شجاعت وی در بیان حق فلسطینیان در قبال رژِیم نژاد پرست صهیونیست در کنفرانس دوربان را نادیده گرفت. حال چرا با او مخالفت می شود؟ خوشحال می شوم تا سخنان منطقی شما را شنوا باشم.

| نظرات 2 | 11:36 AM سه شنبه، 26 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


پرچم ایران درخشید

بار دیگر محمود احمدی نژاد به مقام خدمت به ملت ایران رسید. این چهار سال با وجود همه تهمت ها، کارشکنی ها و دروغ هایی که بر او تحمیل شد گذشت و ملت ایران بار دیگر نشان داد که تفاوت راست و دروغ را می شناسد و ندای آنان که در ظاهر حوش لباس بر آمده اند را لبیک نمی گویند. پیروزی احمدی نژاد، پیروزی حق بود بر باطل، و مراد من از باطل رقیبان او یا طرفداران شان نیست بلکه عده ای خاص است که در این چهار سال تمام قوای خود را صرف شستشوی مغزی قشر های مختلف مردم کردند و سرانجام هم توطئه شان به خودشان بازگشت.

حال این قبول نتیجه بر عهده طرف های مقابل است و کاندیدا هایی که احمدی نژاد را به دروغ گویی متهم می کنند بایستی به حرف خود وفادار باشند و آن چه را در قبال قبول نتیجه انتخابات و همکاری با دولت عنوان داشتند را به اثبات برسانند.

| (نظر بدهید.) | 2:38 PM شنبه، 23 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 

    به یاد او که...

مناظره بین محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی از چند جهت جالب توجه بود:

۱- مهدی کروبی سخنان خود را با انتقاد از سخنان محفلی شخصی (با حضور آیت ا... جوادی آملی درباره گزارش سفر به نیویورک) از آقای احمدی نژاد آغاز کرد و ماجرای هاله نور را پیش کشید. احمدی نژاد این سخنان را ساختگی ساخت. دیشب که این ماجرا را دیدم با خودم گفتم کاش انکار نمی کرد چون خودم آن را دیده بودم (ابتدا فکر کردم تکذیب کرده) و در انتها به این نتیجه رسیدم که تنها نقطه ضعف احمدی نژاد در این مناظره همین سخن بود. امروز صبح که دوباره مناظره را تماشا کردم به راستی سخن او و هوشمندیش آفرین گفتم! کروبی سخنانی را گفت که حقیقتاْ اجزای آن ساخته ذهن خود ایشان بود: اولاْ در فیلم مذکور سخنی که گفته شد این بود: کسی به من گفت که وقتی تو شروع کردی بسم ا... و اللهم رو گفتی دیدم یه نوری آمد و تو رفتی تو یه حصنی. و در ادامه هم احمدی نژاد می گوید: نگاه کردم دیدم سران این کشور ها مژه نزدند و انگار همه را یک دستی گرفته بود... اما آقای کروبی این دو حادثه را هاله نور و چشم ها شون به من بود تعبیر کرد و طوری از ماجرا سخن گفت که انگار احمدی نژاد خودش هاله را دیده که به طور دقیق ساختگی بود و اصل سخنان وی نبود. کروبی در ادامه با اشاره به سخنان آیت ا... آملی اشاره کرد که ایشان احمدی نژاد را در این باره نصیحت کرده اند که البته درستی این ادعا بایستی اثبات شود. در ثالث احمدی نژاد دیدن نور را با گفتن کلمه بسم ا... همزمان می داند نه اینکه خودش مقام خاصی دارد (که در مصاحبه با کامران نجف زاده نیز آن را اعلام کرده بود). احمدی نژاد با ساختگی خواندن و محکوم کردن کروبی به طرفداری از آمریکایی ها گفت من فکر می کردم شما در مناظره از نحوه مدیریت کشور سخن خواهید گفت و نه اینکه یک نفر در کجا چه گفته یا نگفته (به قول معروف خاله زنک بازی!). وی سپس به ارائه چند عدد و رقم آماری از تغییر وضعیت کشور در چند سال دولت خود پرداخت.

۲- مشاهده مستند آقای کروبی توسط محمود احمدی نژاد که کمی قبل از مناظره پخش شد باعث شگفتی بود. ایشان دوباره از دانشجو های ستاره دار سخن گفته بود و از چند نفر (ظاهرا دانشجو) دعوت شده بود که ستاره های خود را اعلام کنند. احمدی نژاد حتی پاسخ آقای معین را می دانست و دوباره عنوان کرد که این موضوع مربوط به زمان مصطفی معین بوده است و در این دولت به آن خاتمه داده شد.

۳- در مستند مهدی کروبی چند تکه از فیلم های کمال الملک به نمایش در آمده بود که سخن از نیاز به یک امیر کبیر دیگر برای ایران بود و در تکه ای دیگر سخن یاد شد که: مرد سیاسی باید فحش خورش ملس باشه! دیشب و در پایان مناظره دقیقا مشخص شد که شعار ها تا عمل چقدر فاصله دارند و دو رویی تا کجاست. مهدی کروبی بارها از کوره در رفت و به مانند یک انسان معمولی سخن گفت (چطو تو عکس زن مردمو نشون می دی عیبی نداره؟!- اصلاْ مخصوصاْ نگفتم! و ...) و شان خود را از یک رئیس جمهور دور کرد و حتی بارها به میان سخنان احمدی نژاد پرید و اجازه و وقت سخن او را سلب کرد. با این وجود احمدی نژاد به مانند موسوی به این کار وی چندان خرده نگرفت.

۴- مهدی کروبی به نادرست بودن آمار ارائه شده توسط احمدی نژاد اشاره کرد که با پاسخ قاطع احمدی نژاد روبرو شد: اگر این آمار درست نیست آمار تمام دوران انقلاب نیز درست نیست چون افراد مرکز آمار ایران از ابتدا یکسان بوده اند. مهدی کروبی گفت که مردم گرانی را حس می کنند و خودش نیز از بیابان نیامده. گفت که نرخ تورم ۲۵ درصد است و نه زیر ۱۵ درصد. احمدی نژاد با بیان اینکه نرخ تورم در ابتدا این مقدار بوده گفت رقم کنونی منتشر شده از سوی بانک مرکزی چنین است. سخن از بین متفاوت کارشناسان رفت که احمدی نژاد با این پاسخ که در همه حال انواع کارشناسان نظرات متفاوتی دارند و رئیس جمهور است که باید نظر کارشناسی نهایی را بدهد به این جریان خاتمه داد. -خب دقیقا هم همین طور است و کاهش نرخ مسکن و رشد منفی افزایش قیمت ها را ما درک می کنیم.-

۵- کروبی با متهم کردن احمدی نژاد به دادن وام کلان به آقای محصولی- اختلاص در زمان شهرداری وی و گم شدن چند میلیارد تومان ادامه سخن را در دست گرفت. احمدی نژاد با بیان اینکه حتی اگر یک ریال به ایشان داده شده ثابت کنید تا مال شما باشد و ادامه سخنش که گفت حتی اگر یک سند از تخلف مالی بنده یا اقوام یا وزرای من پیدا کردید در روزنامه تان چاپ کنید و پای آن بایستید راه ادامه سخن را بر وی بست (گرچه کروبی چند بار دیگر به تکرار ادعای خود پرداخت و با جواب مشابه احمدی نژاد روبرو شد).

۶- سخن از گرفتن ۳۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون تومان پول از شهرام جزایری توسط کروبی به میان آمد که وی ابتدا پاسخی نداد و درانتها با اشاره به اینکه وی حکم امام (ره) را برای گرفتن چنین وجوهی داشته خود را مبرا از اشتباه دانست. احمدی نژاد با بیان اینکه شما در آن زمان نه در دوران امام بودید و نه در کمیته امداد یا بنیاد شهید انقلاب اسلامی مشغول بودید و نه در هیچ سازمان دولتی دیگر وی را غافلگیر کرد تا سرانجام کروبی گفت:من به حلال و حرام پولی که می گیرم توجه نمی کنم و من که پول نفت ندارم! احمدی نژاد هم گفت که من حاضرم دارایی های خود و خانواده ام را اعلام کنم. شما هم چنین کنید تا مشخص شود.

۷- سخن از خانه چند صد متری کروبی در بهترین محلات تهران (فرمانیه) شد که وی با وجود وقتی که داشت به آن پاسخی نداد تا وقت وی در مناظره به پایان رسید. احمدی نژاد گفت که آیا این خانه از محلی مشابه پول های جزایری خریداری نشده است؟

۸- احمدی نژاد به درج مقاله ای توهین آمیز نسبت به همسرش اشاره کرد. کروبی از بی اطلاعی خود گفت و احمدی نژاد در اداامه گفت: چطور وقتی از محتویات روزنامه ای که مدیر مسئول آن هستید خبر ندارید می خواهید کشور را اداره کنید؟ احمدی نژاد با بیان اینکه همسر من در هیچ بخش سیاسی حضور نداشته گله خود را از کروبی اعلام کرد و کروبی در پاسخ گفت : چطو تو عکس زن مردمو به همه نشون بدی...! این در حالی است که زهرا رهنورد یک فعال سیاسی است که بارها سخنان توهین آمیز وی به احمدی نژاد در اجتماع هواداران پخش شده است.

۹- بحث از اسرائیل شد و کروبی سخن مقامات این رژیم را خواند که گفته بود: هیچکس به اندازه احمدی نژاد به ما خدمت نکرد. اولاْ باید از آقای کروبی پرسید چرا امروز اروپا و آمریکا این رژیم را برای پایان شهرک سازی ها تحت فشار گذاشته اند؟ آیا آقای کروبی فکر می کند در اجلاس دوربان بیانیه پایانی پس از سخنان احمدی نژاد نوشته شد یا قبل از آن؟ ندای مخالفت با اسرائیل آیا جهان را فرا نگرفته است؟ احمدی نژاد هم با خواندن سخنان کروبی در سال های قبل که گفته بود  باید برای پیروزی فلسطین به اقدام مسلحانه روی آوریم از وی پرسید آیا مواضع انقلابی شما تغییر کرده است؟ احمدی نژاد ادامه داد: بحث مطرح شده توسط من تنها دو سوال بود:هولوکاست بوده یا نه؟ و اینکه اگر بوده چرا فلسطینیان باید سزای آن را بپردازند؟ در ثانی این بحث مورد تایید مردم و مسئولین و رهبر انقلاب است- دیگران چه مقامی دارند که اظهار نظر کنند؟

۱۰- به نظر می رسد کار برای مهدی کروبی بسیار سخت تر از گذشته شده. وی اگر نتواند به چاپ مطالبی مستند علیه رئیس جمهور و در بیان راستی ادعاهایش اقدام کند بایستی برای همیشه با دنیای سیاست (لااقل ظاهری) خداحافظی کند.

۱۱- علیرغم اظهار نظر طرفداران میرحسین موسوی(که خود یک جنگ روانی کهنه و شناخته شده است) آرای محمود احمدی نژاد به شدت در حال افزایش است و قطعیت آرای او در دور اول انتخاب به یقین نزدیکتر می شود.

| (نظر بدهید.) | 1:32 PM یکشنبه، 17 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 

به یاد او که...

" نیامد بر کسانی که پیش از ایشان بودند هیچ فرستاده ای مگر گفتند جادوگر است یا دیوانه شده. آیا سفارش کردند یکدیگر را به آن {؟ نه} بلکه ایشان گروهی زیاده رو اند. پس روی برگردان از ایشان که نباشی ملامت کرده شده. و پند ده مومنان را که پند سود می دهد ایشان را "(الذّاریات- 56-53)

مناظره – یا به قول برخی مجادله یا مناقشه – احمدی نژاد با موسوی بی سابقه ترین رویارویی مستقیم در عرصه نمایش عمومی در سطح مقامات بلند پایه ایران بود و به طور طبیعی هر جناح سعی در پیروز نشان دادن فرد حمایت شده خود دارد. فرای ظواهر امر از حهاتی درونی بایستی به این مسئله نگاه کرد:

1-      محمود احمدی نژاد به ظاهر با هدف مقابله به مثل با سعی تخریبی جناح میر حسین موسوی به برنامه آمده بود اما از بسیاری جهات این نحو برخورد اجتناب ناپذیر می نمود. چهار سال سعی در تخریب دولت به واسطه روزنامه ها، مجلات، سخنرانی ها، شبکه اینترنت و ... همه در جهت آماده سازی مردم برای از رده خارج کردن دولت منتخب برای چهار سال دوم و سه ماهه انتهایی عمر چهار ساله دولت که به برگزاری نشست های انتخاباتی، تجمع ها و سازماندهی مردمی علیه دولت و به خصوص شخص رئیس جمهور همراه با سخنانی بی مدرک (که مثال آن را در نحوه ابراز گمشده های مالی با ارقام متفاوت، ورود میوه اسرائیلی به کشور، القاء شست سیاست خارجی ایران که مهمترین نقطه قوت دولت به حساب می آمد، ابراز نگرانی از آینده سخنان احمدی نژاد در خصوص خواندن خود به نام امام زمان و همچنین آینده کشور شاهد بودیم) گذشت. اما چرا احمدی نژاد در این چهار سال صبر کرد و حالا به پاسخگویی و مقابله برآمده است؟ خودش می گوید که اکنون به ملت توهین شده نه تنها من. به جز این، به نظر می رسد در زمان روی کار بودن دولت، سعی در جدایی از شایعات و تهمت ها و صرف وقت برای خدمت رسانی بود و تصمیم احمدی نژاد در تمام سطوح اجرایی بالا دست نیز اعمال شد اما حال که زمان انتخاب وباره ملت است، موقع بازپس گیری هویّت پایمال شده و رفع تهمت هاست تا به انتخاب مجدد مردم جنبه ای دور از شایعات غیرواقعی ببخشد. هر چند به نظر من اندکی دیر به این مسئله مبادرت ورزیده شد اما با در نظر گرفتن شایعات فراوان و بی حد و حصر در چهار سال به راستی پاسخگویی همه آن ها و صرف توجه به غیر واقعیات به نوعی تلف کردن موقعیت می بوده است.

2-      شروع صحبت احمدی نژاد در بیان واقعی ماجرا بود و طراح اصلی ورود موسوی، هاشمی اعلام شد و از بررسی به موقع مناظره شب قبل نیز نتیجه حاصل شد که مناظره سایر رقبا به نوعی مباحثه یا مصاحبه تبدیل شده در حالیه روبروی احمدی نژاد همچنان از روش نادیده گرفتن اقدامات دولت و ابراز تاسف و تحیّر از تمام سیر پیشبرد کشور سخن رفته است. با این حال محمود احمدی نژاد بار دیگر در بخش خبری شبکه 2 اقدامات دولت های گذشته را نادیده نگرفت و تنها از حلقه مدیریتی اشرافی گر دوره های قبل انتقاد نمود.

3-      ادامه روند مناظره به پاسخ دادن برخی اتهامات مطرح شده از سوی موسوی توسط احمدی نژاد، طرح اتهامات جدید از سوی احمدی نژاد در رابطه با ارتباط پنهان و آشکار موسوی و هاشمی و برخی مسائل دوره نخست وزیری وی، طرح اتهامات قبلی توسط موسوی و در برخی مواقع خارج شدن موسوی از خطاب قرار دادن فرد روبروی مناظره و صحبت با دوربین گذشت. قصد تکرار سخنان نیست و برای اطلاع از آن می توان به فیلم موجود در سایت ها نیز مراجعه کرد.

4-      صدای موسوی به طور واضحی در جریان صحبت های وی می لرزید و نفس نفس می زد. ابتدا فکر کردیم به علت کهولت سن و بیماری قلبی او این گونه بوده اما با دیدن صحبت های او در سایر برنامه های تبلیغاتی عدم صحت این موضوع تایید و مشخص شد به علت هجوم غیرمنتظره احمدی نژاد به وی و همراهانش چنین حالتی برای وی رخ داده است. بر خلاف وی احمدی نژاد که از ابتدا مقداری عصبی به نظر می رسید با نطقی تهاجمی و کوبنده آغاز کرد و بار ها تقاضای ادامه وقت کرد و گفت: بهتر بود به جای 45 دقیقه آن قدر به من فرصت می دادید تا همه تخریب ها و تهمت های این 3 ماهه را مشخص کنم.

5-      آیت ا... خامنه ای در سخنان روز14 خرداد از نامزد های انتخابات خواست تا مناظره ها با رعایت چار چوب های شرعی انجام شود و روحیه برادری بین ایشان حفظ شود. وی همچنین از نامزد ها خواست که برای اثبات خود دیگران را نفی نکنند.

6-      روز های بعد هاشمی و صفایی فراهانی از میان جمعی که متهم به فساد مالی و اشرافی گری شده بودند علیه احمدی نژاد دست به اقدام زدند؛ یکی با درخواست اعلام پاسخ در رسانه ملی و یکی با طرح شکایت علیه رئیس جمهور تا با همین اقدام موجب دور شدن حداقلی از اتهامات وارد شده شوند.

7-      شبکه BBC فارسی با پوشش در هم این مناظره وبا کارشناسان خود عنوان کرد که این مناظره بی سابقه بوده است و با شعار "احمدی بای بای" گزارش خود را به پایان رساند.

8-      حسن روحانی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نیز با دروغ خواندن بسیاری از سخنان رئیس جمهور به یاد آوری موضوع تعلیق هسته ای پرداخت و آن را به نوعی تک گزینه موجود نشان داد و با خنده دار خواندن اتهامات پاسخ به بسیاری از آن ها را غیر ضروری دانست و به نوعی صورت مساله را پاک نمود.

9-      بسیاری از هواداران احمدی نژاد با شادی و فریاد "ا.. اکبر" به خیابان ها ریختند. طرفداران موسوی نیز برای عقب نماندن از حادثه به فریاد موسوی دوست داریم روی آوردند که در برخی مناطق منجر به درگیری نیز شده است و هنوز هم این قضیه ادامه دارد.

10-  در پیام های کوتاه و سخنان حضوری بسیاری از شهروندان این جمله می جوشید که: " عجب جرأتی داره! میکشنش!"

11-  بسیاری از طرفداران احمدی نژاد یا کسانی که هنوز در انتخاب فرد مورد نظر خود شک داشتند با دیدن مناظره 13 خرداد به احمدی نژاد روی آورده و طرفداران وی نیز به مانند طرفداران موسوی اقدام به چسباندن عکس او بر شیشه اتوموبیل خود کرده و پرچم سه رنگ ایران را که نماد احمدی نژاد گشته به آنتن آن گره زده اند.

12-  طرفداران موسوی و خود وی (که آن را از روی کاغذ و به سختی می خواند گفت: ادب مرد به ز دولت او ست) اعتقاد دارند که در این مناظره ادب بر فحّاشی پیروز شد اما واقعیت نشان می دهد که هیچ سخن بی ادبانه ای از سوی رئیس جمهور ایراد نشد و احتمالاً منظور طرف مقابل طرح اتهامات گسترده به مقامات نظام و همسر موسوی (که در یک آن دو مدرک دانشگاهی اخذ کرده در حالیکه در همان حال کارمند دولت نیز بوده) است.

13-  به نظر می رسد با شناختی که از مکتبی بودن حقیقی احمدی نژاد و نا ترسی وی با اقتدا به مولایش علی (ع) وجود دارد، به راه خود در قبال افشای مفسدین اقتصادی کشور (که به دور از شناخت بسیاری از مردم نیز نیستند و از آن ها به نام "آقا زاده"، "دانه درشت ها" -شعار مشهور انتخاباتی لاریجانی در دور قبل-، "شاه نشین ها" و ... نام برده می شود) ادامه خواهد داد و دراین راه شهادت وی نشانه حقانیتش و ماندگاری وی نوید بخش مسیری اصلاحی در جامعه فساد زده ایران است.

| نظرات 2 | 12:04 PM شنبه، 16 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


  به یاد او که...

آقایان کروبی- ابطحی و کرباسچی لطفاْ پاسخ دهید

چند شب اولین فیلم مستند آقای کروبی از شبکه اول سیمل پخش شد. با توجه به سخنان مطرح شده در این فیلم به ذکر نکات و سوالاتی دراین زمینه می پردازم و امیدوارم روزی شاهد پاسخگویی این افراد باشم.

۱- آقای کروبی شما اززبان گوینده بارها اعلام کردید که به هر ایرانی ماهیانه ۷۰ هزار تومان پرداخت خواهید کرد و گفتید که در صورت افزایش قیمت نفت این مقدار افزایش خواهد یافت اما نگفتید در صورت کاهش چطور. همچنین عنوان نکردید که قرار است این سهم کم شده از منابع درآمدی دولت از محل افزایش مالیات ها تامین شود. حتما می دانید بودجه دولت هر سال افزایش می یابد اما قیمت نفت بدین گونه رشد ثابتی ندارد و ممکن است با افزایش یا کاهش قیمت بسته به عرضه و تقاضا روبرو شود. در آن صورت آیا مالیات اخذ شده از مردمی که به قول شما فقیر و ثروتمند در آن به یک میزان از سهم نفت برخوردار می شوند باعث ایجاد فقر وشکاف طبقاتی بیشتر نخواهد شد؟ آیا این نگفتن ها (نگفتن حقیقت) نوعی دروغ نیست؟

۲- آقای کروبی شعار شما در این دوره تغییر بوده است. آیا این شعار شما را یاد باراک اوباما نمی اندازد؟ آیا نوشته ای که در یکی از سخنرانی های نمایش داده شده در فیلم در پایین محل سخنرانی شما نصب شده بود (Change) شما را بیش از پیش به سوی شعار وی پیش نبرده است؟ آیا هر کس که از این شعار استفاده کند پیروز انتخابات خواهد شد؟

۳- آقای کروبی شما بحث مجوز برای راه اندازی تلویزیون های خصوصی را مطرح کردید. آیا این به دست شماست یا مجلس قانون گذاری و شورای نگهبان درنهایت با چنین امری موافقت خواهند کرد؟ و آیا با توجه به شرایط ایران فکر می کنید این امر در این کشور عملی باشد؟

۴-  آقای کروبی شما گفتید که تمام اقوام و مذاهب کشور را به رسمیت خواهید شناخت. آیا این امر مساله ای است که در دولت شما اتفاق بیفتد یا از قبل نیز چنین بوده و شما برای کسب رای این قشر رو به این سخنان آورده اید؟ و اگر منظور شما از تمام مذاهب و اقلیت ها شامل موارد دیگری (مثل بهائیت) می شود لطفاْ دراین مورد توضیح دهید.

۵- آقای کروبی شما از آمادگی برای پیوستن به کمیسیون رفع تبعیض علیه زنان سخن گفتید. همه می دانیم که بعضی قوانین مدنی در ایران حتی با اسلام نیز مغایرت دارد اما آیا شما می دانید عواقب پیوستن به این کمیسیون جهانی چیست؟ آیا مفاد قانونی آن را پس از پیوستن (نظیر قانونی شدن کار افرادی که خدمات جنسی ارائه می دهند و یا قانونی شدن همجنس بازی) می دانید؟ آیا می دانید پیوستن به این کمیسیون یعنی قبول همه موارد وقوانین آن و برگشت از آن نیز ممکن نمی باشد؟ آیا بهتر نیست به جای این کار لوایحی تنظیم کنید تا قوانین داخلی ایران اصلاح شوند؟

۶- در فیلم گفته شد که شما کم حرف می زنید-عصبانی نمی شوید و اعداد و ارقام دقیقی ارائه می دهید. اما در دوره ریاست شما در مجلس بنده عصبانیت شما را از تلویزیون دیده ام و دراین دوره هم با وجود سوال های بسیار شما ارقامی را ارائه می کنید ه بسیاری از آن ها نادرست است یا واحد شمارش ندارند. برای مثال در بخش خبری شبکه ۲ از ۳۰۰ میلیارد گمشده خبر دادی. جدا از اینکه این امر صحت ندارد و در بخش مناظره مشخص خواهد شد شما واحد پولی آن را اعلام نکردید که به دلار بود یا تومان.

۷- آقای کروبی با توجه به اسامی کسانی که از شما حمایت کرده اند نام آقای سروش برایم جالب بود. چرا که اگر کتاب های ایشان (مثل اوصاف پارسایان) را مطالعه کنید تمام خصوصیات ذکر شده شبیه کس دیگری است (و البته منظورم عجیب بودن کار آقای سروش است).

۸- آقای ابطحی سخن از هاله نور داشتید و از آقای کروبی پرسیدید: شما که در سخنرانی هایتان هاله نور نمی بینید؟  اگر هم دیدید به کسی نگویید. اولاْ آیا می دانید این بحث در یک جمع خصوصی و با حضور آیت ا... جوادی آملی مطرح شده و ایشان این مطلب را در مجامع عمومی مطرح نکرده اند؟ و دوماْ ایشان نگفتند من دیدم- گفتند کسی به من گفت و ثالثاْ گفتند خودم هم احساس کردم که جو عوض شد و همه توجه می کردند (نه اینکه هاله را متوجه شدم). حال جدا از این ها لطفاْ شما که اینقدر به این مسائل اعتقاد دارید به آقای کرباسچی بفرمایید که اگر جلوی دوربین به اجبار اشکی هم به چشمشان آمد جلوی خود را بگیرند تا حمل بر احساسی گری نشود (با وجود اینکه همه ما از اختلاص ایشان در دوره شهرداری و محکومیت شان مطلعیم) و بفرمایید اگر ایشان اینقدر دلشان برای محرومین می سوزد به جای پرداخت های کلان به مدیرانشان آن ها در راه ایجاد شغل برای مستمندان هزینه می کردند.

۹- آقای کروبی ما به حقوق زنان معتقدید. آیا این به معنای ریاست همسر شما با مدرک دیپلم در بیمارستان مصطفی خمینی است؟

| نظرات 2 | 10:24 AM چهارشنبه، 13 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


    به یاد او که...

 این روزها برنامه های متنوع و جذابی در بخش فارسی تلویزیون ‌‌‌BBC پخش می شود که از دیدگاه های مختلف قابل بررسی است.

با نزدیک شدن به روزهای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این شبکه انگلیسی با طراحی بخش های مختلف از جمله میز انتخابات-نوبت شما-خبرنگاران و ... قصد دارد با مخاطب قرار دادن ایرانیان داخل و خارج نقش به ظاهر واسطه ای را در واگویی اخبار داخلی و خارجی یا تجمیع افراد و برگزاری پرسش و پاسخ در زمینه انتخابات -و در حال حاضر شرکت کردن یا نکردن در آن- ایفا کند.

آیا باید (یا بهتر است) در انتخابات شرکت کنیم یا نه؟ این سوال امروز این شبکه است.

و اما چند نکته:

  1. مراجعان و مخاطبان اصلی این شبکه سه دسته اند: مخالفان نظام جمهوری اسلامی، مخالفان احمدی نژاد یا موافقان کاندیدایی دیگر که حدود ۹۰ درصد را تشکیل می دهند و چند نفر که برای دفاع از رهبر و نظام با این برنامه تماس می گیرند.
  2. این برنامه سعی خود را در بی طرف نشان دادن خود به کار می گیرد و به ظاهر نیز در این امر موفق است. یک سیاست کلی در ‌‌‌‌‌‌‌‌BBC اعلام بی طرفی در مواضع و سعی در نقل قول سخنان و اظهارات در خبرها و سخنان کارشناسان و افراد حقیقی و حقوقی است. این سیاست از آن جا ناشی می شود که؛راست بگو تا مورد اعتماد شوی؛. این می تواند یک راه همیشگی یا خود یک سیاست پیچیده شود تا با کسب اعتماد مخاطب در زمان لازم با ارسال پیامی که منافع انگلیس یا آمریکا را تامین می کند به مطلوب دست یابد. مثال این را در جریان غزه و عدم پخش آگهی برای مردم این منطقه شاهد بودیم که پس از افشای این خبر شبکه به راه افتاد تا با اعزام خبرنگار آخرین وضعیت غزه را در یک مستند تاثیر گذار (که به راستی نیز چنین بود) به نمایش گذارد. در جریان انتخابات ایران هم ارائه رسوایی های مالی در انگلیس و بحران اقتصادی در آمریکا و یا انتقاد از سیاست های این دو کشور می تواند به جذب اعتماد مخاطب ایرانی کمک کند.
  3.  و اما در پس تمام این موضوعات اجتناب بسیاری از مردم (بهخصوص طیف مذهبی) از این نوع شبکه های به ظاهر ضد رژیم است که اتفاقاْ همین بخش مردم نقش مهمی در نتیجه انتخابات دارند و غایت امر عملاْ به پیش بینی های اشتباه (به خصوص در دوره قبل که البته تنها صدای این شبکه قابل دسترسی بود) این شبکه منتهی می شود.
  4. این روزها بحثی درباره حضور یا عدم حضور دراین شبه مطرح شده که به ظاهر تشریک عقاید به حساب می آید ودر حقیقت نماینده طیف خاصی از جامعه است و بحث روز ایران. طرح این بحث از نظر روانشناسی باعث القاء اهمیت این موضوع وایجاد یک گزینه به نام رای ندادن در ذهن افرادی که حتی به آن فکرنکرده اند می باشد. به نظرمی رسد جناح مخالف با تغییر سیاست مداخله مستقیم حال درصدد به اصطلاح روشن سازی افکار عمومی در جهت شناخت بیشتر ازراه کارهای مقابله با رژیم برآمده است. طرح بحث شرکت یا عدم شرکت به نوعی انتخابات در ایران را با یک چالش ناگریز مواجه میکند چراکه چنین بحثی در خود انگلیس یا آمریکا اصلاْموضوعیت ندارد و طرح نمی شود.
  5. به نظر می رسد تنویری اساسی در باره سیاست جدید این گونه شبکه ها (که به نظر بسیار باهوش تراز شبکه هایی مثل صدای آمریکا که به مخالفت مستقیم با نظام پرداخته و شبیه به رسانه ملی ایران-که البته سیاست رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران یک سیاست واکنشی در قبال آن ها بوده- خود را ازهیبت یک رسانه خارج کرده است) در محافل عمومی و خصوصی ضروری است و قطعاْ در سال های پیش رو با هجومی نرم از سوی این گونه رسانه ها روبرو خواهیم بود.
  6. در برنامه های انتخاباتی همراه با تحلیل رویداد های ایران که به کمک آقای صبا و برزین اجرا می شود جهت گفتاری ضد احمدی نژاد دارد به طوریکه اقدامات او را تقبیح می کنند (مثلاْ افشای عمل غیر قانونی همسر آقای موسوی را) و در گزارش خود از مناظره هم آخرین چیزی که در تصویر می بینیم صدای دختری است که می گوید: احمدی بای بای- و می دانیم که در زبان و مفهوم تصویر آن چیزی که بیشتر در یاد می ماند و تاثیر می گذارد پایان آن است (که در فیلم های سینمایی از آن به عنوان پایان بندی یاد می شود)

برای دریافت اطلاعات بیشتردر مورد این شبکه به پیون های زیر مراجعه نمایید:

http://omidhabibinia.wordpress.com/2009/01/31/bbc-ptv-review-part1/

وَ مِنَ الله توفیق

دکتر مهدی وزیریان

| (نظر بدهید.) | 1:44 PM سه شنبه، 12 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 به ياد او كه...

تعصّب و تعليق؛ دو حد شكست

نهاد انسان در آفرينش بر برخي ثوابت و برخي متغيرات قرار گرفته كه البته تشخيص حد اجبار و تفويض يا اختيار در آن ها نيز در بررسي شخصيت و روان آدمي قابل تفسير است. آنچه در شرايط بسياري اين موجود والا مقام بالقوه را از شرايط بالفعل شدن باز مي دارد اسارت در ثوابت و يا عدم اختيار مسيري واحد است كه از آن دو سوي تعصب و تعليق ياد مي كنم.

در آيات قرآن دليل گمگشتگي و عدم بازگشت اغلب اقوام اسير شدن در يك عقيده پيشين (كه به نام پدران به ثبت رسيده) يا خوخواهي شخصي در مورد حاكمان عنوان شده است و اين چيزي است كه هميشه تاريخ با آن مواجه بوده ايم.

اصولاًٌ قبول اشتباه سخت است چرا كه نوعي مبارزه با نفس و يا به تعبير امروز خودزني نفس به شمار مي رود و هيچكس به ذات اوليه خود به چنين امري اقدام نمي ورزد و اين خود موجب در جا زدن و به نوعي تحجّر خواهد شد.

در رويكرد نسبت به يك مسئله جديد كه دانسته ها يا عقايد قبلي را با چالش روبرو مي كند دو تصميم تغيير و تثبيت بر سر راه است كه انسان ها با شكل طبيعي و رشد نيافته خويش معمولاً دوم را بر ميگزينند تا به طور ناخود آگاه دچار بحران هويت نشوند و آنان كه به انتخاب راه اول مي رسند معمولاً در قبال مسئله اي سليقه اي (و نه عقيده اي) اقدام به آن مي كنند كه بازخوردي از جانب نفس نداشته باشد و يا تغيير به دليل عدم تفاوت چندان دو سوي انتخاب است كه مشكلي براي خود ايجاد نمي كند. عجيب نيست اما تلخ است كه چنين است.

 مثال آن را شايد ديده ايد و يا درون خود جستجو كنيد: مناظره برگزار مي كنيم براي چه؟ براي اطفاء حسي كه بيش از حس افرادي كه دو خروس جنگي را به جان هم اندازند و هر يك خروس مورد علاقه خود را تشويق مي كند و كاري به بحث هاي مطرح شده ندارد نيست، عكس هاي كسي را به در خانه و ماشين مي زنيم كه اصلاً او را نمي شناسيم، از تيم آبي يا قرمز طرفداري مي كنيم و اگر بازيكني از تيم ما به تيم حريف رفت با او دشمن خوني مي شويم انگار كه از رنگ حمايت مي كنيم و هزاران مثال در زندگي روزمره مان هست.

آنچه انسان را به برون رفت از اين مسير كمك خواهد كرد زندگي به سبك جستجوي حقيقت است و جز اين اگر به راهي ناثواب رفتيم، رفتيم كه رفتيم و بازگشتي نيست.

كاش بينديشيم

درود بر شما

 

 

| (نظر بدهید.) | 4:28 PM یکشنبه، 10 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی