به وبلاگ من خوش آمدید


به نام او که...













 

به یاد او که...

چند صباحی ست دو مجله جدید به بازار مطبوعات کشور راه یافته اند که در میان سایر مجموعه نوشته ها قابل اعتنا هستند. هر دو در یک دسته جای می گیرند (خبری-فرهنگی-اجتماعی) اما تفاوت هایی نیز دارند. پس از مطالعه اکثر مطالب این دو طی آغاز به کار آن ها تا به امروز (به جز چند شماره مثلث که هنوز موفق به تهیه آن ها نشده ام) تصمصم گرفتم نقدی بر آنان بنویسم. امید که به دور از انصاف نباشد.

پنجره به مدیر مسئولی علی رضا زاکانی - از نمایندگان مردم تهران  در مجلس - آغاز به کار کرده و دفتر این مجله (در بلوار کشاورز) یکی از خانه های نسبتاْ قدیمی این منطقه است که چند نفر در آن مشغول به کارند و از ظاهر آنان افرادی مذهبی برداشت می شود. در صحبتی که با یکی از این افراد داشتم گفته شد که خط سیر مجله خط امام است. از نوشته های مجله (که البته ابتدا به صورت دو هفتگی چاپ می شد و الان به هفتگی رسیده) نیز مشخص است که با مخالفت علیه کل نظام رابطه ای ندارد (و شاید اگر داشت اصلاْ چاپ نمی شد) و البته همان طور که ادعا شده و با شناختی که از آقای زاکانی می رود (حداقل به ظاهر) فردی اصول گرا به معنای واقعی هستند (نمونه اش در برخورد قاطع او با قاضی مرتضوی در بحث کهریزک و همچنین دفاع از یک وزیر پیشنهادی و مخالفت با وزیر دیگر بود) صحت ادعا و عمل تا حدود زیادی واضح می نماید.

توجه نوشته ها به بیانات رهبر انقلاب زیاد است به طوری که عکس روی جلد آخرین شماره (۲۲) نیز به این امر اختصاص داده شد. مجیه به تازگی جلد دومی هم یافته که در صفحه اول ظاهر می شود و نشان دهنده پرونده ای خاص و مفصل در همان شماره است. فهرست مطالب با عنوان بندی نسبتاْ ریز به دلیلی حجم زیاد مطالب نوشته شده و برخی عکس ها نیز گذاشته می شود. در ابتدای هر شماره مقاله ای از یکی از افراد شورای سیاست گذاری می بینیم. این بخش در هفته ها و ماه های اخیر بیشتر به بحث حوادث پس از انتخابات اختصاص یافته است. این بحث ها اکثراْ در راستای حفظ اساس جمهوری اسلامی ست و گاهاْ سعی می شود با کلمات و جملات نسبتاْ بی طرفانه و یا عادلانه به قضایا نگاه کند. سپس به بررسی اخبار و چهره های شاخص کشور در هفته گذشته پرداخته می شود (در دو بخش چهره ها و گزیده). سعی نیز در این است که مطالب حداکثر جذابیت را برای خواننده داشته باشد و در عین حال تمام مطالب مهم هفته نیز پوشش داده شود. در بخش جهان ها (جهان مجازی و اندیشه و کتاب و سینما و هنر) به خبر های این انواع در روز های سپری شده نگاهی می اندازند. جالب است که مسئله هنر را از سینما جدا کرده اند! به هر حال سینما نیز هنر هفتم به حساب می آید. در بخش خبری بعدی به دنیا نگاهی می اندازند.

بخش ها بعدی بیشتر تحلیلی و موضوعی و مصاحبه است. نقد سریال های تلویزیونی و همایش ها و مطالب متناسب با سالروز ها و گرامیداشت ها همراه با (گاهی) درج نقد و پاسخ های خوانندگان مجله (که به راستی کار مثبتی ست و باعث رواج فرهنگ نقد سازنده می شود) در این قسمت ها می آید. در قسمتی تحلیلی هر بار یک پرونده باز می شود (از مایکل جکسون گرفته تا موضوع شیعیان یمن) و در آن به بررسی دقیق موضوع از نگاه های متفاوت و استفاده از نظر کارشناسان امر و جمع آوری تحقیقات شخصی می پردازند. این بخش بخش بسیار مهمی از مجله در راستای آگاهی بخشی به جامعه است. به بخش اقتصادی می رسیم و هر بار یکی از مشکلات یا معضلات اجتماعی گشوده می شود و به حق نقد های منصفانه و به جایی نوشته می شود که در خور اعتناست.

در بخش فرهنگی مجله به مسائل روز یا گذشته عنایت شده و هر بار مسئله یا مسائلی مورد بررسی قرار می گیرند (بحص این بار درباره جنبش های دانجشویی خواندنی ست!) و البته نگاه کارشناسی و منصفانه در این بخش نیز قابل توجه است. در این بخش گاهی مجله نشان می دهد که اگر اصول گراست چرا اینگونه است و مانند بسیاری جریانات دیگر که احساسی عمل کرده و تنها می گویند همین است که هست! عمل نمی کند. استدلالات محکم و منطقی مجله نشان از پشتوانه غنی فکری آن دارد.

 در بخش هنر و ادبیات (یا فرهنگ و جامعه) نیز به فراخور موضوع هر بار به مسئله ای پرداخته می شود (مثل سینمای ملی یا بحث تلویزیون فارسی بی بی سی) و با کنکاش دقیق موضوع واکاوی می شود.

بخش پایانی مجله که بنا به بسیاری از بخش های دیگر کم کم به آن اضافه شد بخش طنز یا وقایع اختلافیه است. شاید تنها نقطه ضعف گاه گاه مجله که تقریبا هیچ سنخیتی با ماهیت آن ندارد همین بخش باشد. سعی در نوشتن اخبار با گفته هایی از افراد مختلف است اما گاهی این مسائل به هجو کشیده می شود و با تکرار نام یک شخص (مثل آقای مشائی) احساس پدر کشتگی با این افراد به انسان دست می دهد و احساس می کنیم که بیش از نقد واقعی پای احساسات شخصی نیز در میان است (مثل ماجرای ادعای شکایت و اعتراض آقای مشائی از این مجله). با این حال نوشتن طنز جای خالی خود را در این مجله پیدا کرده و امید می رود به شکل بهتری سامان یابد.

بحث درباره مجله مثلث بماند برای بعد...

درود

دکتر مهدی وزیریان

| نظرات 2 | 12:12 AM پنجشنبه، 19 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 

این روزها آنچه به گوش می رسد نوای خطر آنفولانزا و به خصوص نوع "A" آن است که تقریباً تمام جهان را فرا گرفته (به این حالت پاندمی گفته می شود) و در کوچه و بازار و صدا و سیما نمادها و دستورات ایمنی برای پیشگیری و احیاناً درمان آن داده می شود.

سعی خواهم کرد بر اساس کلاس های مفیدی که در رابطه با آموزش چیستی این بیماری و نحوه جلوگیری و درمان آن برگزار شده مطالب مفیدی را عرضه کنم.

این بحث را در چند روز تکمیل خواهم کرد.

آنفولانزای نوع آ یا همان خوکی چیست؟

اولاً بدانید که نام خوکی چندان مناسب این بیماری نیست و در حقیقت ویروسی که عامل این بیماری ست در اثر ترکیب بین ویروس آنفولانزای خوکی، پرندگان و انسانی ایجاد شده است. کلاً ویروس آنفولانزا ویروسی ست که ژن آن از هشت قسمت تشکیل شده و بعد از اینکه وارد سلول می شود این هشت قسمت از هم جدا می شوند و سپس سلول را وادار به تکثیر ژن های خود می کند که در این راه می توان برای تشکیل مجدد ژن هشت قطعه ای با تکه های دیگری نیز ترکیب شود. نتیجه؟ این ویروس می تواند به حالات مختلفی تغییر کند. برای همین است که واکسن آنفولانزایی که در بازار هست هر سال باید تغییر کند. این واکسن با بررسی انواع مهم ویروس آنفولانزای هر سال تولید می شود و فقط به درد همان سال می خورد.

آنفولانزای نوع آ (خوکی) چگونه انتقال می یابد؟

راه انتقال ویروس از طریق ترشحات بدن به خصوص قطرات دستگاه تنفسی است.

جلوگیری از انتشار ویروس آنفولانزای نوع آ (خوکی)

راه های جلوگیری از این بیماری نسبتاً ساده است: حتی الامکان با کسی دست ندهید و از روبوسی و چسبیدن به افرادی که نمی دانید بیمار یا سالمند خودداری کنید (در ضمن این را در نظر داشته باشید که دوره کمون یا نهفتگی بیماری که زمانی ست که فرد حاوی ویروس است اما علامت بیماری ندارد حدود 3 تا 7 روز است. بنابراین ممن است کسی حامل ویروس و انتقال دهنده باشد اما علائم نداشته باشد) و از افراد بیمار لا اقل یک متر فاصله بگیرید. بنابراین احتمال انتقال قطرات تنفسی آلوده به خود را کاهش داده اید. علاوه بر این ها به دلیل اینکه این ویروس حدود دو ساعت روی دست، هشت ساعت روی دستمال کاغذی و اجسام غیر صاف و حدود 3 روز روی سطوح صاف تر می ماند پس از این که با ایم موارد تماس یافتید، قبل از اینکه دست خود را به چشم، دهان یا بینی خود بزنید دستان خود را با آب و صابون معمولی بشویید. شستن دستها هم به این ترتیب باشد که تمام قسمت های دست را بشویید و دست بکشید و پس از شستن دست ها را خشک کنید. قبل این کار هم کمی شیر آب را شستشو دهید چون یکی از مهمترین نقاط انتقال میکروب هاست.

اما سوال ابتدایی اینکه چرا اینقدر از این بیماری ترس داریم؟ خب دلیل اصلی آن این است که با وجود درصد مرگی که در اثر این بیماری اتفاق می افتد به دلیل شیوع سریع بیماری وتعداد زیادی که درگیر بیماری می شوند تعداد مرگ ها نیز افزایش می یابد (تا کنون حدود 20 نفر در ایران جان باخته اند). همچنین اگر در مدت کوتاهی عده زیادی به آن دچار شوند این باعث غایب شدن آنان از کار و فعالیت و فلج شدن جامعه می شود. علاوه بر این ها با وجود این تعداد بیمار و امکان مراجعه آنان به پزشک و داروخانه، سیل عظیمی از مراجعان به وجود خواهد آمد که سیستم درمانی کشور پاسخگوی آن نخواهد بود. بنابراین به فکر پیشگیری باشید.

اگر مریض شدیم..؟

علائم بیماری شبیه آنفولانزای معمولی است (به جز اینکه در برخی افراد به خصوص کودکان اسهال و استفراغ هم دیده می شود) یعنی: بدن درد (به آن میالژی یا درد عضلات می گویند) شدید یا نیمه شدید (که عارضه اصلی بیماری هم هست)، تب، سرفه و عطسه، سوزش و درد گلو از علائم اصلی بیماری اند.

با این حال چندان نگران نباشید! خطرناک نیست. اما اگر کودکی زیر 5 سال به این بیماری دچار شد، خانمی حامله درگیر شد یا جزو دسته افراد سالمند (بالای 65 سال) هستید یا بیماری نقص ایمنی دارید یا داروهای تضعیف کننده ایمنی مصرف می کنید و یا بیماری های دستگاه تنفسی (مثل آسم یا برونشیت) دارید و یا به بیماری دیابت دچار هستید کمی نگران باشید و نگرانی خود را با مراجعه به بیمارستان های منتخب شهر (مثل امام خمینی در تهران) رفع کنید. در این بیمارستان ها با بررسی وضعیت شما و در صورت نیاز داروی تامیفلو (به شکل کپسول های 75 میلی گرمی که دو عدد صبح و دو عدد شب مصرف می کنید) به طور رایگان داده می شود.

با این حال برای اکثر افراد دیگر این دارو نیاز نیست و آش گرم و جای نرم کافی ست! بنابراین اگر بیمار شدید یا احساس ناخوشی کردید در خانه بمانید تا دیگران را نیز به بیماری دچار نکنید. حدود 7 تا ده روز طول می کشد و پس از آن به حال اول برخواهید گشت. استفاده زیاد از مایعات (به خصوص مرکبات و آب معمولی) به همراه غذاهایی چون آش و سوپ توصیه می شود. استراحت و عدم خسته کردن خود هم به تسریع روند بهبودی کمک زیادی می کند.

داروهای گیاهی پیشگیری و درمان آنفولانزا:

یکی از مهمترین گیاهان دارویی که در طب سنتی هم بسیار به آن برای جلوگیری از زکام (همان سرماخوردگی خودمان) اشاره شده و به خوبی در پیشگیری و درمان آنفولانزا نیز جواب می دهد

 ١- عُناب است. میوه عناب که احتمالاً آن را می شناسید به رنگ عنابی (قهوه ای مخصوص)، تقریباً بیضوی و با گوشت میوه مشخص و طعم شیرین مخصوص به خود است. برای شناسایی از اصل بودن آن هسته آن را جدا کنید. بایستی یک سمت آن تیز باشد. جوشانده این میوه همراه

٢- آویشن (با بوی نافذ و مشخص آن) را می توانید روزی دو یا سه بار میل کنید. آویشن چندین نوع دارد که در عطاری ها معمولاً آویشن شیرازی (که بیشتر در ایران یافت می شود) و کاکوتی ( با نام علمی Thymus kotschianus) است که فرق چندانی با هم ندارند. برای شناسایی این سه از هم: برگ های آویشن باغی بسیار کوچک و ظریف است (بعید است در عطاری آن را ببینید چون بومی ایران نیست)، برگ های آویشن شیرازی تقریباً تخم مرغی و به رنگ نقره ای-سفید-سبز و برگ های کاکوتی به رنگ سبز همراه سه رگبرگ واضح در پشت آن است.

تهیه آن ها هم از عطاری ها ممکن است چون در این دو گیاه تقلب بعید است. فقط آن را تمیز بشویید. این دو در مجموع خلط آور، ضد میکروب و افزایش دهنده ایمنی بدن هستند و در پیشگیری و درمان آنفولانزا بسیار خوب جواب  داده اند.

تهیه جوشانده:

برای تهیه جوشانده باید گیاه را خرد کنید (برای عناب تا حد امکان) به حدی که اندازه قطعات آن  حدوداً 2 میلی متر باشد (این کار برای افزایش سطح تماس آب با گیاه و عصاره گیری بیشتر است). سپس آن ها را درون آب بریزید و روی حرارت و داخل ظرفی سربسته بگذارید. حدوداً 15 دقیقه از زمان به جوش آمدن آب کافی ست. آن را صاف و مصرف کنید.

٣- گیاه آنغوزه یا مدفوع شیطان:

با نام علمی Ferula assa-foetida، گیاهی است از خانواده چتریان (گل های این گیاهان مثل یک چتر در بالا قرار می گیرد و البته باید تمام شاخه گل ها از یک نقطه خارج شده باشند) که بسیار هم بد بوست! دو نوع تلخ و شیرین دارد که اغلب محصول آن از کرمان حاصل می شود. آنغوزه نام شیرابه است که در اثر تیغ زدن از آن به دست می آید. تهیه این گیاه از عطاری ها آسان نیست اما گویا باید منتظر باشیم تا در آینده دارویی با استفاده از این گیاه برای مقابله با آنفولانزا به بازار آید. به تازگی در مجله Journal of Natural products مقاله ای در مورد اثرات ضد ویروس H1N1 یا همان نوع A چاپ شده و در مقایسه بین عصاره این گیاه و داروی آمانتادین قدرت اثر ضد ویروسی گیاه بیشتر بوده است. طبق این مطالعه دانشمندان امیدوارند بتوانند داروی مناسبی جهت درمان بیماری بیابند. به گفته معاون اداره بهره‌برداری اداره کل منابع طبیعی فارس از شیرابه ‌آن بیش از ‪ ۶۰۰‬نوع دارو و ‪۶۰‬ نوع علف کش به دست می‌آید اما به علت نبود صنعت تبدیل در ایران، این گیاه دارویی به صورت خام به آلمان ارسال و به صورت دارو به ایران بازگردانده می‌شود. با کاشت گیاه آنغوزه می‌توان درآمدی معادل یک دوم درآمد حاصل از نفت را بدست‌آورد و هر کیلوگرم از این گیاه در بازار کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به قیمت ‪ ۱۲‬دلار به فروش می‌رسد. گیاه آنغوزه پس از هفت سال گل می‌دهد که از هر هکتار آن، بین ‪ ۷۰‬تا ‪ ۱۰۰‬کیلو صمغ به دست می‌آید.

                File:ZiziphusJujubaVarSpinosa.jpg

درخت عناب (Ziziphus ziziphus)

میوه عُنّاب

thymus vulgaris

 گیاه آویشن باغی (Thymus vulgaris) که در ایران کمتر یافت می شود

thymus vulgaris2 

برگ های آویشن باغی

zataria multiflora

آویشن شیرازی (Zataria multiflora)

File:Koeh-061.jpg 

شکل کشیده شده گیاه آنغوزه (Ferula assa-foetida)

    حجم فایل  ( 27424 بایت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گیاه آنغوزه (Ferula assa-foetida)

 

ادامه دارد...

| نظرات 1 | 3:09 PM سه شنبه، 12 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


به یاد او که...

وقتي خدا شفا مي دهد

 پيامبر (ص) فرمود: روزه بگيريد تا سلامت شويد.

پس چرا در ماه رمضان احساس خوبي نداريم؟! اشكال از روزه است يا عادات ما؟ به نوشتار علمي زير دقت كنيد و ببينيد چند درصد از موارد آن را رعايت مي كنيد تا سالم باشيد..

نكاتي را مي نويسم به نقل از آقاي سعيد گنجي-گه ايشان هم حتماً با مراجعه به متون علمي نگاشته اند- در دوهفته نامه بسيار خوب "پنجره" درباره روزه:

-روزه در گروه هاي اجتماعي بدوي نيز به عنوان روشي درماني مرسوم بوده. حتي در حيوانات هم به شكل غريزي وجود دارد. غالب حيوانات در شرايط بيماري از خوردن و در خيلي از موارد از آشاميدن نيز به مدت چند روز خودداري مي كنند –من گربه ها را در اين حالت ديده ام-

-ساختار يك سلول نيز به گونه اي طراحي شده كه "فقط با حداقل انرژي به سمت حداكثر توانمندي مي رود"

-از نظر پزشكي تنها موردي كه روزه باعث بدتر شدن بيماري مي شود و قطعاً ممنوع است سرطان كبد است

-بر اساس تحقيقات علمي متعدد در صورتي كه آداب علمي پذيرفته شده توسط روزه دار مراعات شود ظرفيت و توان فكري نيز با روزه داري افزايش مي يابد

-دو بيماري شايع در بين انسان ها انواع "درد" و همچنين "خستگي هاي مزمن" است كه بسياري از آن ها توسط روش هاي معمول درماني بهبود نمي يابند. علت هر دو نيز تجمع متابوليت هاي سمي در بدن و ورود  و تجمع مواد مضر از خارج بدن به آن –مثل افزودني هاي غذايي، سموم فلزات سنگين، باكتري ها و ويروس ها، سموم حاصل از سرخ كردني ها، مصرف سوخت هاي فسيلي، دخانيات و ...- است. در حالت اول معمولاً بدن ميزبان داراي سيستم ايمني قوي ست و در واكنش به اين تركيبات باعث ايجاد مواد التهاب زا مي شود و درد به وجود مي آيد. در حالت دوم معمولاً ايمني بدن ضعيف است و تحليل بدن به خستگي مي انجامد. براي خروج اين تركيبات از بدن چه بايد كرد؟ سم زدايي!

-بزرگ ترين و بالاترين كار حاذق ترين و عالم ترين پزشك در درمان يك بيمار اين است كه به مكانيسم و پروسه طبيعي فيزيولوژي دفاع و ترميم سلول ها و بافت هاي بدن كمك كند.

-شايع ترين عامل ايجاد بيماري انسان مسموميت مزمن به همراه خون رساني مزمن است. عوامل مسموميت را كه گفتيم، خون رساني مزمن از چيست؟ كم تحركي و پايين بودن شرايط هموديناميك.

-براي خستگي مزمن: از خوردن و آشاميدن تا هر مدت زماني كه تحمل مي شود پرهيز شود. خورد و خوراك بايد به موارد زير محدود شود: 1- شير تازه جوشيده و ولرم 2- ميوه جات تازه خام 3- سبزيجات تازه و 4- آب. در صورتي كه ميوه جات و سبزيجات تحمل نمي شود بايد هفت روز اول مواد ياد شده را آب پز كامل، هفتروز ديگر نيم پز و هفت روز بعدي را با غوطه ور كردن آن در ظرف آب جوشي كه از روي اجاق برداشته شده و از جوش افتاده، به مدت پنج تا ده دقيقه، قابل تحمل نمود تا مصرف شوند. پس از سه هفته خوردن سبزيجات و ميوه جات تازه خام قابل تحمل خواهد شد. بعضاً شير گاو نيز تحمل نمي شود-البته منظور تحمل گوارشي خفيف است و نه كساني كه فاقد آنزيم لاكتاز هستند- كه مي توان ان را با آب رقيق كرد يا شير حيوانات ديگر مثل گوسفند و بز را خورد يا آن را با ماست تازه كه بيش از يك ساعت از بستن آن نگذشته جايگزين نمود. پس از صرف اين مواد به مدت چند ساعت پرهيز آغاز مي شود. اين مرحله بايد تا حداكثر زمان تحمل ادامه يابد. زمان هر دوره پرهيز بايد از دوره قبل طولاني تر باشد و زمان خوردن كمتر. تحركات فيزيكي روزانه اضافه شود تا اولاً دسترسي به تك تك سلول هاي بدن در رساندن آب و غذا و اكسيژن و براشت سموم و متابوليت هاي آن با بهبود شرايط هموديناميك (پمپاژ قلبي) به طور كامل امكان پذير شود و ثانياً با فعاليت فيزيكي روز افزون متناسب با شرايط فرد افزايش ظرفيت كاري همه سلول هاي بدن محقق گردد تا به سادگي اين رژيم قابل تحمل شود. بهتر است تحت نظر پزشك اين روش حداقل سه ماه ادامه يابد تا يك دوره كامل سم زدايي انجام شود.

-دليل اين كارها چيست؟ تقريباً‌ تمام سموم محلول در آب هستند. حدود 65 درصد وزن بدن يك شخص بالغ را نيز آب تشكيل مي دهد كه در سه بخش توزيع مي شود: اكثر آن درون سلول هاست، قسمتي آب بيرون سلولي ست و از آن كمتر آب داخل عروق. سموم براي دفع بايد وارد فضاي داخل عروق شوند تا در مواجهه با كليه، كبد، ريه و پوست قرار گيرند. وقتي شما احساس تشنگي مي كنيد كه آب داخل عروق كم شده باشد. وقتي تحمل مي كنيد و آب نمي نوشيد براي جبران حجم مايع در گردش آب ميان بافتي به سمت داخل عروق حركت مي كند. به دنبال آن آب درون سلولي نيز به قسمت بين سلولي انتقال مي يابد. اگر تشنگي همچنان ادامه يابد حركت اين چنيني آب هم ادامه مي يابد. جريان آب با خود سموم و متابوليت هاي سلول ها را كه در آن حل شده اند به داخل عروق مي كشاند و بدين ترتيب فرصت دفع به خصوص از طريق كليه (با اداري غليظ تر) و كبد فراهم مي آيد. سرانجام با نوشيدن آب، آب زلال و عاري از آلودگي جايگزين مي شود. اگر اين جريان رفت و برگشتي روزي يك بار انجام شود در پايان يك ماه غلظت مواد مضر باقي مانده در بدن آن قدر كم مي شود كه باقي مانده نمي تواند موجب بيماري شود.

-يكي از دردهاي شايع اندام ها دردهاي فشاري عصبي ست. اين عارضه كه در خانم ها 6 برابر آقايان ديده مي شود. از علت هاي اين دردها افزايش حجم مايعات بين سلولي كه آن هم مي تواند در نتيجه روماتيسم، حاملگي، مصرف قرص هاي ضد بارداري و كم كاري و پركاري تيروئيد باشد. ولي از اين ها شايع تر عللي چون مصرف نمك، قند، چربي و گوشت است كه باعث افزايش آب بين سلولي مي شود. پرهيز از مصرف نمك، چربي، روغن و قند به مدت سه هفته الي سه ماه تا 85 درصد اين دردها را كاهش مي دهد. رمضان فرصت بسيار مناسبي براي اين بيماران است به شرطي كه در زمان افطار و سحر مواد مولد بيماري صرف نشود.

-از ديگر مزيت هاي امساك قدرت يافتن سلول هاست. وقتي سلول هاي بدن ساعاتي را با مشكل بي غذايي و بي آبي روبرو مي شوند وادار خواهند شد تا از مكانيسم هاي جبراني خاص و در عين حال متعددي كه در شرايط عادي فعال نبوده اند استفاده كنند تا از پس مشكلات پيش آمده برآيند. اين رويكرد باعث افزايش توانمندي سلول ها در مقابل مشكلات و ناملايمات ديگر در جريان زندگي طبيعي مي شود. فعاليت هاي ورزشي مثل پياده روي باعث افزايش تحمل روزه داري خواهد شد، به خصوص سر دردها و بي حالي و بي حوصلگي بعد از ظهر هاي ماه رمضان را بايد با پياده روي درمان كرد. با ورزش سلول ها سريع تر به مكانيسم هاي جبراني توانبخش وادار مي شوند.

-ترك سيگار: در ماه رمضان مي توان در يك تصميم برآمده از علم و منطق و اراده حداكثر يك هفته از شروع ماه سيگار را ترك نمود. بهتر است براي اين كار خورد و خوراك را پس از اذان مغرب منحصراً آب، سبزيجات و ميوه جات منظور نمود. يكي از روش هاي مؤثر سم زدايي از سلول هاي پوششي راه هاي تنفسي و مقاوم نمودن اين سلول ها در برابر دود سيگار و ديگر آلاينده ها و حتي ويروس ها، بخور دادن با اسانس و بوي سبزيجات است. براي اين كار در حين خوردن سبزي پس از چند بار جويدن فضاي دهان را باز مي كنند و به آرامي – تا آسپيره نشود- به جاي بيني از راه دهان چند بار نفس عميق كشيده و در حين بازدم زاه و فضاي دهان را بسته تا از راه بيني بازدم صورت گيرد. اين عمل از طرفي شبيه سيگار كشيدن است –به هر حال هيچ عادتي را يك باره نمي توان كنار گذاشت- و هم از اثرات آنتي اكسيداني اسانس سبزيجات استفاده مي برد.

-چقدر بخوريم؟

وزن مناسب حقيقي هر شخص وزني ست كه فرد با آن بتواند با حداقل دريافت كالري حداكثر فعاليت فيزيكي روزانه را داشته باشد. حالا چون اين تعريف بايد قابل محاسبه مي بود براي آن فرمول هايي ارائه كرده اند –مثل وزن تقسم بر قد بر حسب سانتيمتر به توان دو- وقتي وزن در محدوده طبيعي نيست-مراجعه كنيد به فرمول محاسبه BMI كه در اغلب سايت ها هست- بايد در ماه رمضان خورد و خوراك را به سمت آب، سبزيجات و ميوه جات سوق بدهيم و هر شب كمتر از شب قبل ميل كنيم و فعاليت بدني را روزانه افزايش دهيم. گفته اند"خواب روزه دار هم عبادت است" اما تفسير درست آن اين است كه حتي خواب هم عبادت است ، چه برسد به بيداري و كار و تلاش سازنده!

-چگونه افطار كنيم؟

افطار به معناي شكستن است. شكستن يك وقفه در خوردن، و البته دروغ نگفتن و ... به جاي خود است! يكي از فرصت هاي سلامتي كه در ماه رمضان از دست مي رود خوردن و آشاميدن كم است! معمولاً بيش از ميزان نياز، آن هم در شرايط استراحت و خواب مصرف مي شود. اين چنين ميزان مواد غذايي و كالري جذب شدهنسبت به ميزان خورده شده كاهش خيلي پايين خواهد بود.

از منظر پزشكي يك شخص روزه دار بهتر است با مايعات روزه خود را باز كند، مايعات با دماي حدود 37 درجه يعني دماي تقريبي بدن؛ مثل چاي طبيعي (چاي سبز كه پس از دم كردن به رنگ زرد يا زرد مايل به قرمز است و نه سياه كه انواع مضرات را نيز دارد. پس از مدتي به طعه آن نيز عادت مي كنيد) همراه خرما يا كشمش يا توت و يا آب ميوه تازه اي كه حداكثر تا نيم ساعت قبل از مصرف آب گيري شده باشد. بهتر است از غذاهاي جامد (برنج و نان) استفاده نشود. عادت خوردن برنج و نان را به سوپ و آش و ميوه و سبزيجات تغيير دهيد. ظرفيت معده را (حتي با مايعات و غذاهاي توصيه شده) به هيچ وجه نبايد ظرف يك ساعت ي حتي دو ساعت اول پس از اذان مغرب پر كرد. از غذاهاي آماده استفاده نكنيد. مواد شيميايي به كار رفته در آن ها همان سمومي ست كه در دراز مدت باعث بيماري مي شود. مواد قندي از منابع طبيعي و بدون فرآوري (مثلاً قند نه!) مثل خرما، كشمش، توت، انجير و يا عسل طبيعي و نشاسته موجود در برنج، گندم، جو، ذرت، سيب زميني و حبوبات تامين شود. آب تا حدي نوشيده شود تا ادرار تقريباً بي رنگ شود.

| نظرات 1 | 11:20 PM شنبه، 21 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


  به یاد او که...

چند سالی ست شروع ماه مبارک رمضان مرا به یاد دیدار یک جانبه با فرزاد جمشیدی و برنامه ای با نام های متفاوت (و امسال ماه خدا) می اندازد. اجرایش را ابتدا از رو خوانده می پنداشتم اما بعد مدتی متوجه شدم که نه! از رو نمی خواند! عجب آمد از این حافظه و توانایی..

او که متولد سال ۴۹ در تهران است دکترای علوم قرآنی خود را اخذ کرده و به قول دوستانش فقط کتاب و سی دی به همراه دارد! هنوز مستاجر است و وسیله نقلیه شخصی ندارد. حدود ۱۸ سال است که با صدا و سیما همکاری دارد و قبل از آن خاطرات رزمنده ها را می نگاشت و مدتی نیز در روزنامه جمهوری اسلامی قلم می زد. از رموز توانایی گفتاری اش مطالعه زیاد است و برای یک برنامه تلویزیونی تا ۱۰ ساعت مطالعه می کند! که مهمترین منابعش قرآن است. خود را مدیون علی حاتمی و شهید مرتضی آوینی می داند. محراب مسجد کوفه-جایی که علی (ع)  ضربت خورد- را غریبانه ترین محل دنیا و جایی که در آن بیشتر منقلب شده می داند. هدف از زیارت ائمه را زیارت محضر می داند نه مرقد. سخت ترین کار را اجرای برنامه هایش می داند. اینکه چگونه از حفظ سخن می گوید برایم جذاب بود. با خود می گفتم حتماْ کرامتی دارد. خودش می گوید چیزی را حفظ نمی کند بلکه با کلمات ارتباط برقرار می کند. مثل سخن گفتن عادی ما!

امسال برنامه اش مشابه سال قبل است و تنها نامش عوض شده. در قریب به انتهای برنامه اش همواره خواندن نام مستدعیان دعا را دارد. امروز می گفت کسی درباره ای کارش نوشته: امامزاده سیما! وقعی نباید گذاشت که ما کم کم به سوی این پیش رفتیم. از زمانی که به گناه خو گرفتیم و از خدا دور شدیم و دعا یا خواسته قلبی مان رنگ استجابت نگرفت شعارها و عقایدمان نیز کمرنگ شد و این همان مهر بر دلی بود که خداوند نذیر فرستاد تا به آن دچار نشویم و شدیم.

شاید تنها اشکال برنامه برخی اجراهای دعای سحر و برخی جملات جمشیدی باشد: به مادرت زنگ بزن و بگو تا اذان صبح ۱۰ دقیقه باقی مونده! گرچه به نوعی ابتکار در اعلام زمان نیز هست اما غیر منطقی می نماید.

بد نیست به تعریفاتی که در روزنامه کیهان درباره او چاپ شده هم نگاه کنیم:

واقعيت آن است كه حضور فرزاد جمشيدي در قامت يك مجري هيئتي از انديشه و تدبير اجرايي را به همراهي آن شعر و شعور فراخوانده است و او را استوانه و عمود خيمه برنامه «ماه خدا» گردانده است.

آنچه بيش و پيش از همه به ذهن و ديده مي رسد و در تبادري پويا و يكپارچه ماندگار مي شود، مينياتور كلمات مجري است كه در هرم سنگين و تكانه هاي غافلگيركننده اش، دريايي از مطالعه و كوهي از صلابت و شور و شيدايي مواج و منحصر به فردي را يادآور مي شود.
اجراي زنده و پرهيجان، اما نرم، آرام و پيوسته فرزاد جمشيدي در برنامه «ماه خدا»، حاصل دقت ها و هوشمندي ها و سوز درون و طراوت دل اوست كه چون از جان برخاسته بر جان مي نشيند و با شروع كلامش گويي باغي از گل هاي رنگارنگ دين و معنويت و خاطره و شعر و شعور و حكايت و حكمت و تاريخ و «عشق» فراهم مي آورد.

اجراي جمشيدي، مجموعه اي از زيبايي هاي گويايي، تدارك وسيع انديشگي و حوصله دقيق او در تنظيم افكار و تدبير بيان شده است كه خروجي اش يك مجموعه گفتار منتظم و زيباست و حقا و انصافا مصداق تام و تمام و شايسته بايسته لفظ «شكرين» است.
اي كاش اين حضور متين و متدين و جدي و معتبر مي توانست قدري عيار مجري گري در رسانه فراگير را بالابرده و بر ارزش و قدر اين موقعيت كه به نوعي آينه برنامه هاي سيماست بيافزايد.

 برایش آرزوی سعادت و عاقبت به خیری دارم


مهدی وزیریان- با تشکر از سایت

 http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=24772&s=1

| نظرات 2 | 6:10 AM چهارشنبه، 11 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


به یاد او که...

ایران در حال گذار است. این جمله ایست که بارها به آن فکر کرده ام. گذار در سیاست و فرهنگ و هنر و خلاصه همه چیز. نمود این تغییر و گذر نیز به چشم می آید چرا که ار درون به بیرون اثر است. به هر جا که نگاه کنی نمونه های واضحی از این گذار را می بینی. در نقاشی های جدید و تیپ های جدید و خواسته های جدید و ... انگار در دوره ای هستیم به مانند دهه ۹۰ اروپا و آمریکا که مردم آن روزگاری را در حال و هوای دیگری بودند و اکنون به اشکال متفاوتی جلوه می کنند.

بسیاری بر این باورند که هوش ایرانیان بر بسیاری از ملت های دیگر سر است و برخی حتی آن را سرآمد تمام مردم جهان می دانند. سخنی به گزاف هم نیست و در مقام مقایسه که بر می آییم و هر کس را که با جهان آن طرف مرز مرتبط بوده می بینی همین را تایید می کند.

یکی از جلوه های تغییر در ملل هنر و به طور شنیدنی موسیقی آن است. در هنر نیز عقیده بر این است که آثار بزرگ از روح بر می آید و هنر مند در لحظه خلق اثر به دنیایی دیگر متصل می شود و از توانمندی های خود فرا می رود. موسیقی در چهل سال اخیر در ایران تحول شگرفی یافته و از موسیقی اصیل و سنتی و در کنار آن رو حوضی به پاپ و اکنون به رپ و متال تغییر یافته است. شاید چنین تحولی در غرب نیز بی سابقه است. در نظر بگیرید که انواع موسیقی غربی تقریبا در چند دهه به وجود آمده و البته رشد آن ها در کنار هم بوده است. موسیقی ایرانی اما به خصوص در سال های اخیر همه مرزهای موجود د رگذشته را شکسته و به اوج خلاقیت در همه زمینه ها دست یافته است. نمونه های آن را در کارهای پاپ احسان خواجه امیری- پاپ و رپ تی ام و گروه های دیگر و سنتی همایون شجریان می توان یافت.

از مصادیق هوش ایرانیان همین بس که اکنون شاهد جذب مخاطب ایرانی در تمام نقاط جهان توسط گروه های فعال در داخل کشور -چه علنی و چه زیر زمینی- و جدا شدن آن ها از موسیقی اجرا شده در لوس آنجلس هستیم - برای این امر کافی ست به صدای ضبط ماشین ها کمی گوش دهیم-. نوای یکنواخت معین و داریوش و شهرام و ... که بدون هیچ پیشرفت قابل ذکری همچنان با ۶ و ۸ و ریتم های قدیمی به کار خود ادامه می دهند باعث شده با ظهور پدیده هایی نو در کشور با اشعار مناسب و موسیقی و ریتم های ابداعی روند سریع تغییر سلیقه از داوود بهبودی تا ساسی مانکن طی شود و صنعت مخاطب دار موسیقی ایرانی دوباره به دست افراد داخل کشور بیفتد.

همانند موسیقی ایران توانایی پشت سر گذاشتن تمام دنیا را دارد. و این چنین است که در صنعت هوا فضا- سلول های بنیادی- ماهواره- صنعت انرژی هسته ای و ساخت برخی داروها جزو چند کشور انگشت شمار دنیا هستیم و به زودی در برخی رشته جزو تک ها خواهیم شد. باور به شعار ما می توانیم سر رشته این امر است.

| (نظر بدهید.) | 4:28 PM پنجشنبه، 29 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


به یاد او که...

سلام به همه برادران و خواهران عزیزم

پیرو درخواست گروهی از دانشجویان دانشکده برای پاسخگویی بنده در برابر اتهامات جدید در پرونده انتخابات بر آن شدم تا با تحقیق در این زمینه به بیان مستندات و در عین حال پاسخگویی بپردازم. بدیهی است سخن حق را نمی توان انکار کرد و در ابتدا باید بگویم در مورد تصویر شبکه خبر هنوز استنادی در مورد چگونگی وقوع چنین اشتباه فاحشی نیافته ام. و اما ادامه:

۱-  تا خورده نبودن آراء و دست خط یکسان!:

ra'yhaa1

راي ها براي شمارش به صورت بسته هاي چند صد تايي بسته بندی مي شوند و دور آنها را با نايلن و يا پلاستیک محکم مي بندند و اين باعث صاف شدن برگه های راي مي شود. البته هر صندوق تا چند هزار راي دارد كه سنگيني اينها باعث صاف شدن مضاعف راي ها مي شود. در مورد تميزي راي ها هم باید گفت حداكثر هر نفر بعد از تحويل راي 20 تا 40 ثانيه بعد آن را به صندوق مي اندازد. پس دليلي براي كثيفي راي ها وجود ندارد. دهنه صندوهای رای طوری است که هر کسی می تواند رای  را بدون تا زدن در صندوق بیندازد ! در این عکس ها چطور می توان خطوط تا شدن  رای ها را دید؟

ra'yhaa2

ra'yhaa3

در میان عکسهایی که در خبرگزاری رسمی دولت از بازشماری آرا منتشر شده است، چند نکته جدی وجود دارد: 1- اینکه صندوق رای شورای شهر در میان صندوقهای رای ریاست جمهوری چه می کند؟ 2- چرا رای ها اینقدر نو هستند و هیچکدام تا نخورده اند؟ مگر هنگام رای دادن برگه های رای را تا نکردیم؟ 3- تمام محمود احمدی نژادها با یک خط نوشته شده اند

جواب : روي يكي از صندوق ها (حالا ممكن است روي صندوق هاي راي ديگر هم چيزهاي ديگري نوشته شده باشد كه شما آنها را نديده باشيد) علت وجود اين اسم ها اين است كه اين صندوق ها براي همه انتخابات استفاده مي شوند حتي براي راي گيري در انتخابات شوراهاي شهر!  و براي انتخابات صندوق جديد خريداري نمي شود  ممكن است روي آنها در انتخابات گذشته (مانند شورا هاي شهر) چيزي نوشته باشند و آن را پاك نكرده باشند اين دليل تقلب است ؟

 

2- ماجرای صندوق ها در شیراز:

 

 

در طی روز های گذشته برخي از از رسانه ها خبر از کشف تعدادي از صندوق هاي اخذ راي در ساختمان مرکز اسناد و کتابخانه مرکزي شيراز دادند...
صندوق هاي نگهداري شده در مرکز اسناد شيراز مربوط به سومين دوره شوراي اسلامي شهر و روستا، چهارمين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري و هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي بوده است...
هم اکنون ده ها صندوق مربوط به انتخابات هاي گذشته در مرکز اسناد تهران نگهداري مي شود...

صبح چهارشنبه برخي از از رسانه ها با بهره گيري از مطالب يک وبلاگ ، خبر از کشف تعدادي از صندوق هاي اخذ راي در ساختمان مرکز اسناد و کتابخانه مرکزي شيراز دادند. مدير مرکز اسناد و کتابخانه ملي فارس در این زمینه گفت: برگزاري انتخابات در کشور منجر به توليد اسناد و مدارکي مي شود که يکي از آنها صندوق هاي اخذ راي است. براساس مواد 77 و 88 آيين نامه اجرايي قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي و نيز تبصره هاي ذيل آن و ماده 62 آيين نامه اجرايي قانون انتخابات مجلس خبرگان رهبري ، نمونه هايي از ‌صندوق هاي اخذ راي پس از انجام کليه مراحل اداري و قانوني به سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران جهت نگهداري دائمي منتقل مي شود. صبح چهارشنبه نماينده ولي فقيه در فارس و امام جمعه شيراز و استاندار فارس از مراحل پاياني عمليات ساخت و تجهيز اين مرکز در شيراز کردند که خبرنگاران و عکاسان رسانه ها هم ؛ حضور داشتند. در این بازديد  بخشي از فعاليت هاي اين سازمان در راستاي وظايف قانوني خود در صيانت و حفاظت اسناد ملي ؛‌ در محل مخزن تالار مرجع به نمايش گذاشته شده بود که صندوق هاي اخذ راي انتخابات گذشته هم در همان محل بود. صندوق هاي نگهداري شده در مرکز اسناد شيراز مربوط به سومين دوره شوراي اسلامي شهر و روستا ، چهارمين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري و هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي بوده است.
مدير مرکز اسناد و کتابخانه ملي فارس در پاسخ به سوالي در خصوص وضعيت ساختمان مرکز اسناد و کتابخانه مرکزي شيراز افزود: بيش از 90 درصد از عمليات عمراني ساختمان مرکز به اتمام رسيده است و بخش هايي هم که عمليات عمراني آنها تمام شده سريعا تجهيز شده اند. مخزن تالار مرجع اين مرکز از مدتي پيش تجهيز شده بود که اسناد مهمي به آنجا منتقل شده و در آن مکان نگهداري مي شود. عکس منتشر شده از چهار صندوق اخذ راي در برخي از سايتها مربوط به محل مخزن تالار مرجع است. مرکز اسناد و کتابخانه ملي فارس در آينده نزديک رسما افتتاح مي شود.
مدير مرکز اسناد و کتابخانه ملي فارس در پاسخ به اين سوال که چرا صندوق هاي اخذ راي موجود در مرکز اسناد شيراز پلمپ شده مي باشد بيان داشت : براساس قانون ، نمونه هايي از صندوق هاي هر انتخاباتي که در کشور برگزار شده در سازمان اسناد کشور نگهداري مي شود و بر همين اساس پس از يک دوره زماني و بعد از انجام مراحل قانوني ، صندوق هايي با محتويات داخلي خود و پلمپ شده تحويل مرکز اسناد مي شود.
نگهداري صندوق هاي اخذ راي در مرکز اسناد ملي مسبوق به سابقه هست و هم اکنون ده ها صندوق مربوط به انتخابات هاي گذشته در مرکز اسناد تهران هم نگهداري مي شود که اصحاب رسانه مي توانند از اين مجموعه بازديد کنند.

 

 3- 70 درصد آرا را يك خط (نفر) و با يك خودكار ؟ (امیدوار رضایی)

  در بازشماری مشخص شد 70 درصد آرا با یک خودکار و یک خط نوشته شده است 

رضایی گفت در بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسی‌ها هم بی‌فایده بود و چیزی را اثبات نمی‌کرد

جواب : آيا اصلا" چنين چيزي از نظر يك عقل سالم امكان دارد كه حدود 17 ميليون راي (70 درصد آراي احمدي نژاد) بوسيله يك نفر و با يك خودكار نوشته شود و بر فرض تقلب ايا كسي كه مي خواهد تقلب كند نمي تواند چند صد نفري بياور و چند نوع خود كار به آنها بدهد ؟ شايد خود احمدي نژاد اينها را به تنهایی نوشته ! اگر کلی گویی کسی مثل ایشان (امیدوار رضایی) سند است که هزاران مثل ایشان دلیل بر صحت انتخابات دارند. جناب اقای رضایی نگفتن با وجود ۴۰ هزار ناظر انتخاباتی چطور می شود این همه تقلب کرد. می دانیم که ناظرین از ابتدای رای گیری تا پایان شمارش ارا حضور دارن و همه چیز را یادداشت می کنند. بنابرای می توان فهیمد چه کسی دروغ می گوید و یک عقل سلیم می فهمید که کسانی که مغرض و یا سرخورده از رای ملت هستند دست به شایعه سازی می زنند تا شایعه خود را تقویت کنند ؟! ولی خداوند می داند چه چیزی در سینه هاست. ضمناً سایت تابناک که این خبر را درج کرده بود، آن را حذف کرد و ستاد محسن رضایی در بیانیه‌ای از این نظر تبری جست! می گن سنگ بزرگ علامت نزدن است ! گفتن دروغ بزرگ باعث می شود گوینده دروغ زود رسوا شود!

| (نظر بدهید.) | 11:58 PM یکشنبه، 21 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 http://www.pcpedia.ir/

| (نظر بدهید.) | 10:39 AM شنبه، 20 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 به یاد او که...

به یادم چنین روزهای تلخی نمی آیند و این یا از کم سن و سالی من است و یا واقعیت دارد، نه! تا به حال با هم چنین نبوده ایم! هرچه فضای دسترسی بیشتر شد، بنا بر این بود تا به نزدیکتر شویم و عقده ها بگشاییم و همزبان برگزینیم. امروز وبلاگ هایمان شده کاهدان تخلیه نفرت! چه بر سرمان آمد به راستی؟ چه کسی خوشحال از این ماجراست؟..

به چه کسی دل خوش کردیم تا رهبرمان شود و ما را از گردابی که می دیدیم بیرون کشد؟ خود؟ دیگری؟ هیچکس؟ اعتراض کردیم تا چه شود؟ بغض فروخفته چندین و چند ساله ترکید یا واقعا اعتراض بود به نتیجه یک انتخاب؟ چه کسی خوشحال شد از اینکه من و تو به جان هم افتادیم و برادری یادمان رفت؟

احمدی نژاد را خواهی با حروف اولش بنام تا بد معنا شود، خواهی ننام، خواهی به بدتر از آن بگو... او برای تو خدمت خواهد کرد..که شاید امروز به چشمت نیاید و اسیر سخنان آن ها شدی که فکر می کردند می فهمند، اما روزی با این سخنان هم نوا خواهی شد.

احمدی نژاد را بگذار کنار، مشکل ما همین یک نفر است؟ آیا در کوچه هایمان یک طرفه را عکس نمی رویم؟ آب کیسه آشغالمان تمام راهرو ها را آلوده نمی کند؟ ساعت کاری خود را کامل به جا می آوریم؟ سخن دروغ نمی گوییم؟ خودمان را خوب می شناسیم؟

خانه تا نخواهیم من و تو، آباد نمی شود

خواهی بشنو، خواهی ملال کن

| نظرات 3 | 10:34 AM پنجشنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 به یاد او که...

"آیا انسان نمی داند که خدا  می بیند؟" / قرآن کریم

انجمن دانشکده اقدام به انتشار نامه ای نمود که بایستی به درستی و با دقت پاسخ داده شود. من؛ مهدی وزیریان، دانشجوی دوره تخصصی گروه فارماکوگنوزی دانشکده داروسازی به شما اعتراض دارم:

آیا شما و بسیاری از هم فکرهای شما قلمتان تنها به سیاه نمایی دولت جوهر نگرفت؟

آیا در مبالغه آنی که از او حمایت می کردید افراط را برای همه معنی نکردید؟

آیا با دروغ پردازی های بی شمار سعی در تحریک اذهان نداشتید که مثال آن را در نوشتن مطالب کذبی چون دولت هزار فامیل به شما تذکر دادم؟ آیا کسی که مورد حمایت شما بود بارها یک شخص را به دروغگویی متهم نکرد و در روز آخر با دستکاری تمام آمار ها موضوع را به گونه ای جلوه نداد، گویی طرف مقابل دروغ می گوید، در حالی که خود چنین می کرد؟

آیا با تحریف و سوء استفاده از هر سخن، فکر باز و آزاد اندیش دانشجو را به بازی نگرفتید تا برای ابراز دوری از خس و خاشاک بودن شعار دهد، در حالیکه در آن جملات به وضوح حساب 40 میلیون ایرانی رأی دهنده از آشوبگران جدا شده بود؟

آیا با برگزاری انتخابات نمادین در دانشگاه سعی نکردید نشان دهید خواسته قشر دانشجو چیزی غیر از وضع فعلی است؟

آیا با حمایت از درخواست تشکیل کمیته صیانت از آراء که در هیچ دوره ای سابقه نداشت سعی در تشکیک صحت انتخابات نکردید؟

آیا روزنامه های طیف شما در روزهای نزدیک به برگزاری انتخابات از شکست قطعی دولت فعلی ننوشتند و کاندیدای مورد حمایت شما برخلاف همه موازین در پای صندوق رأی از پیروزی قطعی خود سخن نگفت تا زمینه برای اعتراضات بعدی آماده شود؟

چگونه به تماشای تمام این ها نشستید و دم نزدید و با این موج براندازی همراه شدید و ایران را تنها افکار خود دیدید و به آن روستایی که به ساخته شدن خانه اش می اندیشید و از رسیدن آب شرب به روستایش خوشحال شده بود، با آنکه مجموع جمعیت روستا ها و شهرهای کوچک که شامل بیشترین خدمات دولت نهم شده بودند، از شهرهای بزرگ کشور بیشتر بود فکر نکردید و با این افکار خود خواهانه انگشت اتهام دیکتاتوری را معکوس، به سوی دولت نشانه رفتید؟

من بیزاری خود را از اقدامات خشن گروه فشار که به مردم بی گناه حمله ور شدند از جانب هر که می خواهد باشد-، تحویل ندادن جنازه جوانان به خانواده شان، جای گرفتن آنان در قطعه منافقین، آتش زدن اماکن و ماشین ها -که آتش آن در نهایت به مسجد رسید و تازه مسجد خشت و خاک بود و اموال عمومی لغت بهتری برای آن است- و بازیچه کردن هویت ایران در برابر غرب بی آبرو در اِعمال حقوق بشر اعلام می کنم و پی گیری و مجازات عاملان این حوادث را خواستارم.

اما... شما نیز در کنار آتش ننشینید و اظهار تاسف نکنید و خود را مبرا از این جنایت ها ندانید که در این حوادث دست ناپیدای شما نیز احساس می شود و تمام کسانی چون شما که سعی کردند تنها نیمه خالی لیوان را ببینند و نشان دهند و آن را از آن چه بود در نظریاتشان خالی تر کردند و جوانان را که تنها منبع خبری مورد اعتمادشان بودند به این جا کشاندند در این قضایا سهیم هستند و در فردای قیامت بایستی در مقابل وجدان کُشته خویش پاسخ دهند.

وَالعاقِبَةُ لِلمُتقِین

| (نظر بدهید.) | 10:33 AM پنجشنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی


 به یاد او که...

 بحران و تحلیل آن در غرب و ایران

بیش از پنج دهه است که در کشور ما صحبت از زوال و بحران در غرب مطرح می شود. سوال این است که معنای بحران در غرب چیست و چرا این بحران بیش از اینکه برای غربی ها مسئله باشد برای ما مطرح است؟

از نظر ما بحران به معنای زوال و نابودی است. یکی از وجوه این تلقی شکل گیری هویت ما بر اساس وحدت است. آن چه در هویت برای ما اصالت دارد وحدت است و تلاش تمام اندیشمندان ما در طول تاریخ در جهت وحدت دادن به عناصر مختلف این هویت بوده است و هیچ گاه تعارض و بحران به عنوان یکی از عناصر مفهومی هویت ما قرار نگرفته است. ما چون مبانی تحول اندیشه در مغرب زمین و چرایی این تحول را نمی دانیم یا التفاتی به آن نداریم توان طرح پرسش از مبانی اندیشه غربی را نداریم و اندیشه غربی را یا بر اساس ضابطه های ارزشی معرفتی خود نقادی خود می کنیم یا در بهترین حالت نقادی خود غربیان از برخی از وجوه فرهنگ و اندیشه غربی را تکرار می کنیم.

اساس ذهنیت غربی از دستگاه مفاهیم اندیشه بحران و تضاد است. این که منشأ این تضاد چیست و چرا هویت غربی بر مبنای تضاد است بحث مفصلی است ولی به اجمال باید گفت دستگاه مفاهیم اندیشه غربی با پیدا شدن هر بحران آن بحران را در صورت فلسفی آن درک و بحران را به صورت مسأله و پرسش در می آورد. این پرسش، پرسش از آگاهی انسان غربی نسبت به تمام مفاهیمی است که در درون این دستگاه وجود دارد و با طرح پرسش وجدان انسان غربی نسبت به آگاهی خود، آگاهی یا به یک معنی خود آگاهی پیدا می کند. انسان غربی از بحران استقبال می کند چون ایجاد بحران به معنی پیدا شدن خود آگاهی و نقد آگاهی و این نقد باعث درک بحران و در نهایت خروج از بحران می شود. دیدگاه افلاطون به عنوان یکی از پایه گذاران اندیشه- در جمهور و طرح دموکراسی آتنی از این زاویه قابل طرح و درک است. اصل برای ذهنیت غربی این است که تمدن محل تنش و تعارض است و اندیشمندان غربی توان طرح پرسش از تنش را در درون دستگاه مفاهیم خود و با امکانات همین دستگاه را دارند. بزرگ ترین پرسشی که در دوران معاصر برای ما مطرح بوده است که سید جمال الدین نیز از جمله نخستین کسانی است که این پرسش را طرح کرده - این پرسش است که : "چرا ما عقب افتاده ایم؟" مضمون این پرسش خود مبین این نکته است که ما اساسی ترین پرسش خود را در برخورد با تمدن غربی و نه در درون دستگاه اندیشه خود طرح کرده ایم. که به نظر می رسد ناشی از تلقی وحدت گونه ما از اندیشه و هویت است. برای مقایسه بد نیست اشاره ای به بحران امروز اقتصادی آمریکا و بحران چند دهه ای اقتصاد خود اشاره کنیم. این چندمین بار در طی این این صد سال اخیر است که نظام اقتصادی آمریکا دچار بحران شده اما هر بار این بحران در یک نظام منطقی درک و حل شده است اما ما هنوز اندیشه اقتصادی که مبتنی بر نظام اندیشه ایرانی باشد تاسیس نکرده ایم.

نتیجه ای که باید به آن توجه کرد:

این سخن به معنای مرعوب شدن یا تسلیم در برابر غرب نیست. سخن این است که اگر ما می خواهیم سهمی در تمدن آینده داشته باشیم باید غرب را نه بر مبنای ظواهر و همسانی های ظاهری آن با تمدن و اندیشه خود که نتیجه آن برداشت ایدئولوژیک از غرب است- بلکه بر اساس مبانی آن که منجر به درک منطق غرب و دوران جدید شود بشناسیم. نفی غرب و غرب ستیزی و نیز غربی شدن از نوک سر تا فرق پا هر، دو، دو روی یک سکه اند؛ سکه عدم درک منطق و مبانی اندیشه و فرهنگ غرب و پیش از آن خود آگاهی نسبت به اندیشه و هویت خود.

به قلم: فرهاد خان میرزایی -  ویرایش: دکتر مهدی وزیریان

 

| (نظر بدهید.) | 11:07 AM شنبه، 6 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: مهدي وزيريان | موضوع: عمومی